نگاه عمیق یک خارجی

متن گفگوی تلویزیونی خانم ژاپنی شیعه شده در برنامه آبی آسمانی:

مجری: من شنیدم که کشور ژاپن علیرغم اینکه کالاهای فوق العاده خوبی تولید می کنه

ولی همسرتان می گفت:

رفتید لوازم منزل بخرید اصرار داشتید که لوازم ایرانی بخرید! چرا؟

خانم اتسو کو هوشینو: بله حتما! چون ما باید اقتصاد کشور شیعه را کمک کنیم.

اونوقت ماها رو باش که کجا زنبیل گذاشتیم!؟

  • نظر از: مهندس طلبه
    1393/12/27 @ 03:34:52 ق.ظ

    مهندس طلبه [عضو] 

    با سلام دوست عزیز و خدا قوت خیلی خوب کار کردید اما برای بهتر شدن وبلاگتون اجازه بدین چند پیشنهاد هدیه کنم : متن هاتون توی یک صفحه طولانی هست می تونید از تکنیک ادامه مطلب استفاده کنید و عنوان موضوعات متناسب و مرتب نیست .در کل خوب بود و ممنون از دعوتتون التماس دعا

    =================
    باسلام
    ممنونم از لطفتون
    همچنین پیشنهاداتتون
    من اول راهم، به پیشنهادات شما احتیاج دارم.

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

فرشته های زمینی

خبرگزاری سیاسیون: می خواهند لباس حیا و شرف  فرشته های ما( دختران) را بردارند،

حیا را از چشم شان بگیرند و تار و پود فرشته های زمین مان را رشته رشته کنند.

به گزارش خبرگزاری سیاسیون حجة الاسلام والمسلمین اسماعیل چراغی کوتیانی

محقق و جامعه شناس اهل صفی آباد در یک دلنوشته ای که به مناسبت سالروز ولادت

حضرت معصومه سلام الله علیها در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده است

دختران ایران اسلامی را به فرشته ها تشبیه کرده که دشمن با یک برنامه حساب شده

می خواهدبا از بین بردن حیا و عفت، آنها را از سرشت اصلی خود دور کند.

 

وی همچنین در یک تشبیه زیبا این اقدام دشمنان انسانیت را این گونه توصیف می کند:

 تا دیروز جسم فرشته های تازه تولد یافته ارغوانی را دسته دسته «زنده به گور» می کردند

  اما امروز  تن شان را «زنده»  و جان شان را «گم و گور» می کنند.


این متخصص امامت و مهدویت در ادامه روند ترویج روحیه تساهل و مدارا  و

بی بند و باری با استفاده از مدل های غربی را مورد اشاره قرار می دهد و می نویسد:

 می خواهند «بار» لباس حیا و شرف را از دوش شان بردارند

و مفتخرشان کنند به مدال «باربی» یعنی کسی که «بی بار» است.

نه منفیِ منفی است و نه مثبت ِ مثبت.گاه این است

و گاه آن ‘بخشی از این دارد و لختی از آن! اصلا خنثی است.

.

  متن دنوشته بدین شرح است:

                                                              

...


شنیده ام این روزها می خواهند فرشته ها را از زمین بیرون کنند،

مسخ شان کنند یا شاید مست شان کنند تا دیگر فرشته نباشند.

گویا فرشته داشتن به زمین نیامده است!


می خواهند تاروپود فرشته های زمین مان را رشته رشته کنند

تا ریشه فرشته در بیشه سرشته نشود. این سرشت زدودن از فرشته ها هم

برای خودش قصه ای دارد غریب و پر غصه….


تا دیروز  جسم فرشته های تازه تولد یافته ارغوانی را دسته دسته «زنده به گور» می کردند 

و امروز  تن شان را «زنده»  و جان شان را  اما «گم و گور» می کنند.

گویا زمین ما جای فرشته سرشتان نیست.


زیبایی زمین به داشتن فرشته است.اگر فرشته نباشد،افراشته نمی  شوند

رشته های محبت و رشته رشته می شود سرشت عشق،عاطفه و انس و احساس…..

.

 

زمین بی فرشته عشق ندارد، احساس ندارد، شور ندارد، حال ندارد،

لطافت و ظرافت و جمال ندارد.در یک کلام زندگانی زمین بی فرشته روح و ریحان ندارد.

بوی صفا،صمیمیت،صداقت نمی دهد….


می خواهند حیا را از چشم فرشته های زمین مان بگیرند،

یادمان باشد اگر چنین کنند دیگر حکایت «حیای چشم فرشته» را

فقط و فقط باید در قصه های دور سرزمین های دوردست و افسانه ای شنید.


می خواهند همه فرشته های محله های زمین را زمینی کنند،خاکی شان کنند،

به زمین شان بزنند و بعد جامه های برهنه تن شان کنند و نام شان را عوض کنند

و صدای شان بزنند سیندرلا!


می خواهند «بار» لباس حیا و شرف را از دوش شان بردارند

و مفتخرشان کنند به مدال «باربی» یعنی کسی که «بی بار» است.

نه منفیِ منفی است و نه مثبت ِ مثبت.گاه این است

و گاه آن ‘بخشی از این دارد و لختی از آن! اصلا خنثی است.

                فرشته کوچولوی محجبه                     باربی


راستی ما برای فرشته های زمین مان  چه کرده ایم؟

آیا پدافند غیر عاملی برای حفاظت از ریحانه های لطیف زندگی مان آماده کرده ایم؟

آیا فرشته های زمین را برای آسمانی شدن،آموزش داده ایم؟

نکند فردایی بیاید و ما از خواب ناز برخیزیم و ببینیم همه فرشته مسخ شده اند!!

کوچانیده شده اند! و آنانی هم که مانده اند دیگر فرشته نیستند‘ شیطانی شده اند.

امروز باید اندیشید که فردا بسی دیرزمانی است حسرت انگیز

 

 

 

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

نسخه آیت‌الله ملکی تبریزی برای کنترل چشم!

اولیاء خدا یک نسخه داده اند که هر کس حتّی اگر تمکن مالی دارد،

باید عمل کند و اتّفاقاً از لحاظ بهداشتی هم به دردمان می‌خورد.

می‌گویند: اوّلاً گرسنه شو و بعد سراغ غذا برو. بعد هم موقعی که گرسنه هستی

و سر غذا نشستی،یک مقدار که خوردی، دیدی همچنان می خواهی، بگو: نمی‌خواهم!

اگر می‌خواهی قانع بشوی، حتی موقعی که ولو تمکن مالی داری، کمتر بخور،

به تعبیر عامیانه دائم پرس روی پرس می‌خوری که چه؟!

می‌گویند: اگر می‌خواهید قناعت‌پیشگی را یاد بگیرید اوّل از لقمه شروع کنید

(این نسخه اولیاء است که بیان می‌کنم)، اگر توانستی این شکم بی‌هنر را کنترل کنی،

چیزهای دیگر را هم کنترل می‌کنی. آن‌وقت معلوم است دیگر، کسی که به حلالش مراقبت کند

و کم بخورد،دیگر دستش به طرف شبهه‌ناک و حرام نمی‌رود.

لذا آیت‌الله آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)

در جواب فردی که نسخه‌ای برای کنترل چشم می‌خواست، فرمود: تو قانع نیستی! یعنی چه؟

اگر ما باشیم می‌گوییم که تو کنترل چشم نداری، شهوت داری، امّا ایشان گفتند: تو قانع نیستی،

یعنی در حقیقت سرچشمه را به او نشان داد.

آن مرد سۆال کرد که آقا چه کنم؟ فرمودند: از لقمه شروع کن، لقمه را کمتر کن،

آن وقت اعضاء و جوارح دیگر هم کنترل می‌شوند. وقتی دستت می‌خواهد به سمت لقمه برود

(چون شکم حریص است و فرمان می‌دهد)، بگو: نه، دیگر بس است.

از حلال ها، نه فقط از حرام، کنار بکش و قانع باش. آن‌وقت که به مال قناعت می‌کنی،

به همسر خودت قناعت می‌کنی و …

اولیاء خدا می‌گویند: اگر یک قدم به نفست جواب دادی، قدم دوم هم می‌خواهد.

اگر یک‌بار گفتی: بیا، این شربت به ظاهر گوارای دنیا را بگیر، باز هم می‌خواهد،

چرا که حریص و سیری ناپذیر است، تو را می‌کشد، امّا سیر نمی‌شود، لذا باید خیلی مواظب باشیم

                                                       

...


عفّت و خویشتنداری؛ رأس همه خیرات

مولی الموالی(علیه الصّلوه و السّلام) فرمود: «الشَّرَهُ أُسُ‏ کُلِ‏ شَر» اساس همه شرها،

همین سیری ناپذیری است،«الْعِفَّهُ رَأْسُ‏ کُلِ‏ خَیْر» و عفّت و خویشتن داری، رأس همه .

عفّت تنها به چشم یا فرج نیست، عفّت در شکم، عفّت چشم، عفت دست و … داریم.

عفّت تنها برای زن نیست، برای مرد هم هست، مرد هم باید عفیف باشد،

عفّت داشته باش و خویشتن‌دار باش. وقتی می‌دانی این پست را نمی‌توانی به دست بگیری،

بگو: نه، وقتی می‌دانی از عهده این مقام برنمی‌آیی، بگو: نه.

 نفس، تو را می‌کشد امّا سیر نمی‌شود!

چرا بعضی این‌طور خود را برای پست و مقام و ریاست می‌کشند که به ریاست برسند؟!

حتی اگر نرسند یک عده دیگر را می‌کشند!

چه می‌شود که انسان، این‌طور می‌شود؟! این حرص و سیری‌ناپذیری برای چیست؟

اولیاء خدا می‌گویند: اگر یک قدم به نفست جواب دادی، قدم دوم هم می‌خواهد.

اگر یک‌بار گفتی: بیا، این شربت به ظاهر گوارای دنیا را بگیر، باز هم می‌خواهد،

چرا که حریص و سیری ناپذیر است، تو را می‌کشد، امّا سیر نمی‌شود، لذا باید خیلی مواظب باشیم.

کسی که به یاد مرگ و معاد باشد به اندک بهره مندی دنیا قانع و خشنود است.

به عبارتی به این حقیقت بیندیشد که ما اعتقاد به معاد و سراى آخرت و حساب و کتاب الهى

و پاداش کیفر اعمال داریم و این جهان را منزلگاهى در مسیر یک سفر طولانى مى دانیم

و برنامه ما در این جهان آماده شدن و اندوختن زاد و توشه است نه اقامتگاهى براى همیشه ماندن!

تو مسافری،حواست هست؟

امروزه ما طوری در دنیا و در حصول دنیا مصروف هستیم که گویا برای همیشه در دنیا ماندگاریم و قناعت پسندی، زهد و توکل بدای ما بی معنی شده اند حال آنکه رسول اکرم ( صلی الله علیه وآله ) می فرماید.

مَالِی وَ لِلدُّنیا؟ مرا با دنیا چه تعلقی است و فرمود: إِنَّما أَنا کَرَاکِبٌ إَستَظِلَّ تَحتَالشَّجَرَهِ ثُمَّ رَاحَ وَ تَرَکَهَا

مثال من مانند مسافری است که برای مدت کوتاهی زیر سایه درختی آرام کرده

و بعد آن را رها کرده به راه خود ادامه می دهد .

همین طور می فرماید: کُن فِی الدُّنیا کَأَنَّکَ غَرِیبٌ أَو عَابِرِ سَبِیل،

 در دنیا مانند مسافر و رهگذر زندگی کن .

انسان با یاد مرگ و معاد به این حقیقت دست می یابد که،

دنیا موقت و گذرا و معاد محل بقاء و جاودانگی است. از اینرو هیچگاه دلبسته ی دنیای فانی نمی گردد.

امام علی (علیه السلام) فرموده است: «خوشا به حال کسی که به یاد معاد باشد،

برای حسابرسی قیامت کار کند، با قناعت زندگی کند و از خدا راضی باشد.» [نهج البلاغه، حکمت ۴۴]

 یقینا کسی که به یاد مرگ و معاد باشد به اندک بهره مندی دنیا قانع و خشنود است.

به عبارتی به این حقیقت بیندیشد که ما اعتقاد به معاد و سراى آخرت و حساب و کتاب الهى

و پاداش کیفر اعمال داریم و این جهان را منزلگاهى در مسیر یک سفر طولانى مى دانیم

و برنامه ما در این جهان آماده شدن و اندوختن زاد و توشه است نه اقامتگاهى براى همیشه ماندن!

نکنته پایانی:

حرص نزنیم، سیری‌ناپذیری ما را بیچاره می‌کند، قانع باشیم.   

تبیان

 

 

ارسال شده توسط: خادمة الزهرا(س)

 مطالب مرتبط

توصیۀ آقای قرائتی در مورد حجاب

 

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

نقش حجاب درسلامت جسم وروان

شخصیت، مجموعه افکار، عواطف، عادتها واخلاقیات یک انسان است که به تمایز وی از دیگران

می انجامد.1به عبارت دیگر، مجموعه ی صفات وویژگیهای جسمی، روانی ورفتاری که هر انسان

رااز انسانهای دیگر متمایز می سازد؛ شخصیت نام دارد.2 بر این اساس هر کس شخصیتی دارد

که خود را با آن معرفی می کند ودیگران نیز اورا به همان ویژگیها می شناسند.

در «روانشناسی کمال» انسان رشد یافته که انسان، خواستار تحقق خود

(actualizing person-the self)معرفی می گردد. اینگونه توصیف شده است:

انسانی که نیازهای سطوح پایین( نیازهای جسمی،ایمنی، تعلق، محبت واحترام ) را

پشت سر نهاده؛درصدد استفاده از توانایی ها وقابلیتهای خوداست وبه دنبال

به فعلیت رساندن خویشتن وتحقق خویش است.3

«اریک فروم» انسان رشد یافته را انسان باور(productive person) معرفی می کند

ودر تعریف او می گوید: وی انسانی است که نیازهای روانی اش را از راه های بارور وزایا و

خلاف ارضامی کند.4

به عقیده«ریک فروم» موثرترین عامل در رشد شخصیت انسان برآوردن نیازهای روانی است

که حیوانات  پست این نوع نیازها را ندارند. انسان سالم نیازهای روانی-

نه نیازهای جسمانی مثل گرسنگی، تشنگی، جنسی و…- خود را از راههای خلاف ارضا

می کندواشخاص ناسالم از راههای نا معقول.5

...

اکنون باید دید فرصت رشد شخصیت با رعایت حجاب بیشتر فراهم می گردد یا با عدم رعایت آن؟

انسانی که پیوسته نگران زیبایی خود است وبیشتر در جهت معرفی پیکر خود می کوشد،

بهتر می تواند قابلیتهای خود را بشناسد وبه فعلیت برساند یا آنکه سر در باغ اندیشه دارد؟

آیا توجه به نیازهای جسمانی وسطحی به انسان امکان رشد می دهد یا توجه به نیازهای عالی

ومخصوص انسانها؟ آیا غرق شدن در خود نمایی وجلب توجه دیگران، مسیر منتهی به یافتن

خویش است؟ انسانی که زندگی اش تحت فرمان و اراده اش نیست،

در حس هویت یابی خود(of identity a sense) دچار شکست شده است 6تاچه رسد

به آنکه هویّتش را به کمال رساند. زیرا سلیقه و خواست دیگران در زندگی اش تأثیر می گذارد

وچنان زندگی می کند که دیگران می پسندند، نه آنگونه که خود می پسندد.

بی حجاب در اندیشه ی نمایش خود وزیبایی خویش است.

این امر که عقده حقارت(inferiority complex) انسان را می نمایاند،

زمینه رشد وتعالی وی را نابود می سازد؛ در حالی که زن مانند مرد یک انسان است

وباید از نظر انسانی رشد وتکامل یابد. کسی که با نمایش زیبایی خود وگزینش پوششی ویژه 

در اندیشه جلب نظر دیگران به سر می برد، در حقیقت می خواهد با تکیه بر جذابیتهای ظاهری

خویش ونه اصالتها وارزشهای متعالی خود ، جایی در جامعه بیابد. در واقع او از این طریق اعلام می دارد،

آنچه برایش اصل است واهمیت دارد، «زن بودن» اوست نه انسانیت واندیشه ولیاقت وکارآیی اش.

چنین فردی قبل از همه اسیر خویش است وبه مغازه داری شبیه است که پیوسته در اندیشه ی

تزیین ظاهر وتغییر دکور خود به سر می برد وفرصت پرداختن به آرزوهای بزرگتر را نمی یابد.7

منابع

1.مجموعه مقالات کنفرانس زن، مقاله حجاب وآزادی

2.روان شناسی شخصیت، یوسف کریمی

3.روان شناسی کمال، دوان شولتس، گیتی خوشدل

4.مکتب ها ونظریه های روان شناسی، سعید شاملو

5.روان شناسی کمال

6.فلسفه حجاب، علی محمدی

7.روان شناسی حرمت خود،ناتانیل براندل،هاشمی جمال.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

شهادت از جنس دخترانه

با تو می گویم مروه ی نجیب!

تا این زمان نمی دانستم شهادتی باشد

خاص دختران، دخترانه دخترانه

نمی دانستم همین چادر وروسری که هر روز

در مواجهه با غیر سر می کنیم،

شهادت ساز است؛

مثل ایمان، مثل عقیده، مثل طرز تفکر.

از امروز به چادرم به گونه ای دیگر نگاه خواهم کرد.

چادرم را مثل ایمان وعقیده ام حفظ خواهم کرد.

تلاشم را خواهم کرد… تو دعا کن برای ما!

مروه ی قهرمان!

حالا می فهمم معنی آن جمله را

که پیر دوست داشتنی وفرزانه مان می گفت:

قرآن کریم انسان ساز است وزن نیز…

———————————-

مروه شربینی به علت داشتن حجاب،

مورد توهین وتهدید یک جوان نژادپرست در شهر سدن آلمان

قرار گرفته بود. بعداز شکایت وحضور در دادگاه، مورد حمله ی

وحشیانه متهم قرار گرفت ودر برابر چشم قاضی، کارمندان،

همسر وفرزند خردسال خود، به طرز فجیعی با 18 ضربه ی چاقو،

در حالی که باردار بود، به قتل رسید.

وبه «شهیده ی حجاب» معروف شد.

                                                                  

...

مروه شربینی (به عربی:مروة الشربینی) (۱۹۷۷ - ۲۰۰۹ میلادی) زنی مصری بود که در

دادگاهی در آلمان با هجده ضربه چاقو کشته شد.

ضارب شخصی بود که شربینی از او به اتهام اهانت بدلیل پوشیدن حجاب شکایت کرده بود.

زندگی

مروه شربینی به سال ۱۹۷۷ میلادی در شهر اسکندریه متولد شد. پدرش علی شربینی

و مادرش لیلا شمس هر دو شیمی‌دان هستند.

در سال ۱۹۹۵ از کالج انگیسی دختران فارغ التحصیل شده و از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۹ عضو

تیم ملی هندبال مصر بود.

او در سال ۲۰۰۳ به همراه شوهرش به آلمان مهاجرت کرده و ابتدا در شهر برمن

و از سال ۲۰۰۸ در شهر درسدن ساکن شدند.

مهاجرت به آلمان

از سال ۲۰۰۳ همراه شوهرش به آلمان رفتند.

ابتدا در شهر برمن و از سال ۲۰۰۸ در شهر درسدن ساکن شدند.

همسرش وابسته فرهنگی مصر در یکی از دانشگاه‌های آلمان است

و با استفاده از بورس تحصیلی در موسسه ماکس پلانک شهر درسدن

در رشته مهندسی ژنتیک مشغول تحصیل است و جهت انجام تز دکترای خود همراه مروه

به آلمان آمده بود.

درگیری و شکایت

چندی پیش از کشته شدنش، شربینی به دادگاهی مراجعه کرده و آلکس دبلیو

«یک روس با ریشه‌های آلمانی که در سال ۲۰۰۳ به آلمان مهاجرت کرد»

] را متهم به این کرد که «زمانی که در پارک با پسرش بازی می‌کرده،

آلکس دبلیو او را مورد توهین قرار داده و بخاطر حجاب مروه او را تروریست

و فاحشه اسلامی خطاب کرده‌است». دادگاه شکایت شربینی را پذیرفته

و آلکس را محکوم به پرداخت ۷۵۰ یورو کرد.

آلکس دبلیو این حکم را نپذیرفت و تقاضای تجید نظر نمود.

قتل

در حین برگزاری جلسه دادگاه تجدید نظر در یک دادگاه درجه دو در شهر درسدن،

فرد آلمانی در جلوی چشمان قاضی و سایر حاضرین به شربینی حمله کرده

و با ضربات چاقو وی را که سه ماهه باردار بوده از پا در آورد و همسر این زن و مرد دیگری را زخمی

کرد.در بسیاری از دادگاهای آلمان از جمله این دادگاه در درسدن، هیچ گونه بازرسی

ار افراد صورت نمی‌گیردهمچنین به علت آنکه الکس(قاتل) تا زمان حضور در داگاه

هیچ گونه سابقه بازداشت نداشت،

هیچ گونه تدابیر امنیتی برای دادگاه در نظر گرفته نشده بود.

مراسم يادبود شربينی در كنار ساختمان شهرداری درسدن،

يك خانم بدون حجاب در حال گذاشتن گل در محل يادبود است.

در حین ضربات شوهر مروه برای نجات همسرش به طرف او شتافت

که توسط پلیس آلمان مورد تیراندازی قرار گرفت.

پس از آن شوهرش با وضعیتی بحرانی در بیمارستان بستری گردید.

برخی تیراندازی پلیس آلمان به وی را از روی اشتباه دانسته اند

و برخی به نقل از ماموران امنیتی دادگاه اعلام کرده‌اند که گمان بر این بوده

که شوهرش فرد مهاجم بوده و بدین خاطر وی را هدف قرار داده‌اند.

همچنین فرزند خردسال سه ساله‌شان که شاهد این ماجرای خونبار بوده،

برای معالجه تحت نظر روانشناس است

تشییع جنازه

در تشییع جنازه او در مصر هزاران نفر از مردم و از جمله چند تن از وزیران دولت مصر شرکت

داشتند،این مراسم تبدیل به تظاهراتی اعتراضی شد که سرانجام با دخالت و برخورد پلیس

مواجه گردید.

 

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

ریشه کهن نوروز

معلّی بن خنیس گفت: در روز نوروز خدمت امام صادق رسیدم حضرت فرمود:آیا میدانی امروز

چه روزی است؟ عرض کردم : فدایت شوم، این روزی است که ایرانیان آن را گرامی می دارند

ودر آن به یکدیگرهدیه می دهند. امام فرمود: سوگند به آن خانه کهن که در مکه است ،

جز این نیست که این یک ریشه کهن دارد. من برایت توضیح می دهم تا بدانی…

ای معلّی! روز نوروز، همان روزی است که خداوند در آن از بندگان پیمان گرفت که او را بپرستند

وهیچ شریکی برایش نیاورند وبه فرستادگان وحجتهای او وبه امامان علیهم السلام ایمان بیاورند.

نوروز نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد…

هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما در آن روز منتظر فرج هستیم؛ زیرا نوروز از روزهای ما وشیعیان ماست.

ایرانیان آن را حفظ کردندوشما آن را از دست ندهید… نوروز نخستین روز از سال ایرانیان است…

منبع

بحار الأنوار59/92/1

  • حمزه نژاد
    نظر از: حمزه نژاد
    1393/12/24 @ 08:51:51 ب.ظ

    حمزه نژاد [عضو] 

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام دوست عزیز ،حدیث زیبایی بود ؛با اجازتون جاهای دیگه استفاده می کنم.
    ============
    باسلام
    ممنونم از لطفتون. خواهش می کنم .
    صاحب اختیارید

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

لیلا حسین : ما در بین یهودیان و با نوعی تنفر نسبت به مسلمانان بزرگ شده بودیم

لیلاحسین نام زنی است که در مصاحبه با شبکه ” اهل‌البیت تی‌وی ” می گوید،

به خاطر شیفتگی به زیبایی های حجاب، از دین یهودی به دین اسلام مشرف شده و

حجاب کامل را برگزیده است.

مصاحبه زیر، خلاصه ای از گفتگوی لیلا حسین با زهرا علوی (مجری نوجوان شبکه اهل‌البیت

که سرزندگی اومثال نقضی است برای کسانی که حجاب را مایه افسردگی می دانند) است:

لیلا حسین: من ۶ سال قبل به اسلام گرویدم. و من در یک جامعه یهودی‌نشین زندگی می‌کردم.

خیلی سخت نبود که به حجاب کاملا اسلامی روی بیاورم.

اما اشخاص برداشت‌های کاملا متفاوتی نسبت به ایمان دارند.

آنهابه زنان یهودی بیشتر از زنان مسلمان احترام می‌گذارند.

زهرا علوی: قبل از اینکه به اسلام روی بیاوری، چه نگرشی نسبت به زنان مسلمان داشتی؟

لیلا حسین: اگه صادقانه بخوام بگم، هرچند ما با نوعی تنفر نسبت به مسلمانان بزرگ شده بودیم،

اما همیشه شیفته زنان محجبه بودم و آنها را خیلی پاک و باوقار می‌دیدم.

و از نظر من آنها زیبایی خاص خودشان را داشتند.

زهرا علوی: پس از اینکه به اسلام گرایش پیدا کردی و نوع پوشش اسلامی را پذیرفتی،

اولین چیزی که برات الهام‌بخش بود چی بود؟

لیلا حسین: نخستین چیز که الهام‌بخش من بود قرآن بود، کلیه شواهدی را که من پیدا کردم

نشان‌دهنده این بود که این، یک دین حقیقی است،

...

چرا که تمامی انبیا و نیز امامت را قبول دارد که از نظر من بسیار مسئله منطقی‌ای بود.

کم کم این دانش و شناخت را پیدا کردم که اسلام تنها بعد بیرونی ندارد

بلکه دارای بعد درونی نیز هست و بایداز درون هم به حفظ و نگهداری آن پرداخت.

خانواده من فکر می‌کردند که من خودم را دارم محروم می‌کنم،

چون من در فرانسه زندگی می‌کردم و در آنجاحجاب کاملا ممنوع است.

با پوشیدن روسری، شما نمی‌توانید به مدرسه و محل کار بروید و از بسیاری از

زندگی‌های اجتماعی محروم می‌شوید. برای خانواده من بسیار سخت بود که ببینند

من تنها به خاطر پوشدن لباس زندگی‌ام را به لحاظ اجتماعی به خطر می‌اندازم.

از نظر آنها لازم نبود که من مسلمان باشم و لازم نبود که

با پوشیدن روسری مسلمانی خودم را نشان بدهم و کافی بود که تنها قلبا به آن ایمان داشته باشم.

اما برای من این مسئله مهم بود چرا که در قرآن و بسیاری از سنت‌های پیامبر

به اهمیت حجاب و شناخته‌شدن به عنوان مسلمان برای کسب احترام اشاره شده است.

و من حاضر نبودم که آن را کنار بگذارم چرا که برای من چیزی

بیشتر از پوشیدن لباس است….کسانی که می‌شناسم حجاب دارند بسیار خوشحال هستند،

چرا که این برای آنها یک افتخار است که خودشان را از نگاه دیگران پوشیده نگه می‌دارند.

اگر ایمان شما ضعیف باشد شما این نکته را متوجه نخواهید شد

و برای شما مهم نخواهد بود و فقط می‌خواهیدکه با دیگران اختلاط داشته باشید

و می‌خواهید آنطوری زندگی کنید که آنها می‌گویند.

مجددا می‌گویم که لازم است به اصول خود بازگردید و دریابید که چرا مسلمان هستید.

چرا که اسلام دینی است که شما باید خود راتطبیق دهید و دینی نیست که توسط والدین به ارث برسد.

و از این طریق باید به زیبایی اسلام و نیز زیبایی حجاب برای زنان و فایده آن برای آنها پی ببرید.

با وجود رشد روزافزون تبلیغات اسلام‌هراسانه و اسلام‌ستیزانه

رسانه‌های غربی، آمارها حکایت از رشد روزافزون گرایش به اسلام در جوامع غربی دارد.

به آمارهای انتهای این گزارش توجه کنید.

آنچه که آمارها نشان می‌دهند حاکی از آن است که جمعیت کسانی که

به دین اسلام مشرف می‌شوند درهمه‌جای جهان رو‌‌‌به افزایش است

و مهمتر این‌که جمعیت‌ زنانی‌ که به اسلام می گروند تقریبا دو برابر مردان است.

تحقیقات نشان می‌دهد مهمترین عوامل گرایش بیشتر زنان به دین اسلام،

جذابیت حجاب برای آنان بوده وآرامشی که محجبه بودن به آنها می‌دهد

و پس از آن آداب مسلمانی که برای مردم دیگر ادیان به صورت فطری جذاب است.

مصاحبه با زنان تازه مسلمان شده، بیانگر این است

که ابتدا به ساکن آنها با دیدن زنان محجبه در جامعه خود به جاذبه زیبایی حجاب

و بعد کنجکاوی در مورد اسلام رسیده‌اند و سپس با برگزیدن حجاب برای خود آرامش محجبه

بودن را درک کرده‌اند. از این روست که دولتمردان اسلام‌ستیز غربی،

با درک جنبه تبلیغی که حجاب زنان برای اسلام دارد، زنان محجبه را محدود و مهار می‌نمایند.

(این مساله بی‌گمان، کسانی که در فرهنگ انقلاب اسلامی رشد کرده‌اند

را به حقانیت وصیت شهدا می‌رساند که ” خواهران من، دشمن از چادر سیاه شما بیشتر

هراس دارد تا خون سرخ من!”)

…و این همه در شرایطی رخ می‌دهد که روز‌به‌روز شرایط با حجاب زیستن در شهرهای اروپایی

سخت ترمی‌شود. علی‌رغم آن‌که آزادی زنان برای داشتن حجاب نقض شده

و حقوق شهروندی زنان محجبه سلب می‌شود؛

میل به مستوری و پوشیدگی در میان زنان جهان درحال افزایش است

و این امر به صورت فطری رخ می‌دهد.

لذا بنیان آنچه که حاصل تلاش دولتمردان غربی برای مهار رشد اسلام گرایی در اروپا صورت می‌گیرد

ازاین رو بر باد است، که آنها با نمادهای ظاهری اسلام همچون مناره‌های مساجد

و حجاب زنان مبارزه می‌کنند وحال آن‌که باطن اسلام ریشه در فطرت انسانها دارد

و تاریخ نشان داده که مردم را نمی‌توان بیشتر از مدت کوتاهی وادار به رفتن راه خلاف فطرت کرد.

در نهایت باید این نهیب را به جامعه و خانواده‌ها و سپس مسئولان فرهنگی زد،

که آیا مادران محجبه جامعه ماتوانسته‌اند حکمت داشتن حجاب را به صورت عقلی و فطری

به دختران خود(که مادران آینده هستند) بیاموزند؟

از آن‌جا که بارها در جامعه، مادر و دخترهایی را دیده‌ایم که علی‌رغم آن‌که مادر با چادر به خیابان می‌آید،

دخترش در کنار او با حجاب حداقلی قدم می‌زند، و این نگرانی دغدغه مندان فرهنگی را افزایش می‌دهد!

اما به هر حال بی صبرانه به انتظار تحقق وعده های الهی می نشینیم

که انسان به راه فطرت خود بازگردد.

فاقم وجهک للدین حنیفا ، فطرت الله التی فطر الناس علیها، لاتبدیل لخلق الله ، ذلک الدین القیم و لکن أکثر

الناس لایعلمون (روم/۳۰).

روی دلت را سوی این دین اعتدال گردان و برآن پایدار باش،

آیینی برخاسته از فطرت الهی که قلوب انسانهاآن رامی‌طلبد،

چرا که بر آن سرشته گشته، این آفرینش توحیدی تغییر پذیر نخواهد بود،

این است دینی که تکیه‌گاهی استوار است،

هرچند این حقیقتی است که بیشتر مردم آن را نمی‌دانند.

منبع: شناخت رهبری

 

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

من خواهر شما نیستم

 

موتورم توقیف شده بود واعصابم خرد، آخه چند روزی بود دنبال آزاد کردن موتورم بودم.

خسته رفتم کنار خیابون دیدم خانمی با لباس نگفتنی کنار تلفن کارتی ایستاده. راستش خجالت کشیدم جلو برم. اطرافش هم عده ای پسر جوون ایستاده ونگاهش می کردند.

باخودم گفتم چه رویی داره.سر ظهر با این لباس کنار خیابون از نگاه اینا هم خجالت نمی کشه… پسرا وقتی منو دیدن رفتن. به خودم جرأت دادم رفتم نزدیکتر وگفتم: خواهر… برگشت نگاهی به سر ورویم کرد وگفت: من خواهر تو نیستم. گفتم خب چی صدات کنم! روش رو برگردوند وگفت: برید وضع خودتون رو درست کنید. اقتصاد مملکت رو درست کنید.

نمیدونم حرفاش چه ربطی داشت؟ آخه حجاب چه ربطی به سیاست واقتصاد داره. حجاب رو خدا گفته نه سیاستمداراو…

خلاصه از خیرش گذشتم واصلا من نمی خواستم بگم خواهر حجابتو رعایت کن. می خواستم بگم کارت تلفنت رو به من بده یه زنگ ضروری دارم بزنم که کلی نق شنیدم.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

بدحجابی وماشین ژیان

 

یکی می گفت: مهم هدف انسان است وگرنه حجاب نقشی در زندگی ندارد.

دوستش پاسخ داد: برای رسیدن به هدف باید از وسیله مناسب استفاده کرد.

اگر هدف جلوه گری ومشغول کردن فکر دیگران به خود وبرهم زدن آسایش خانواده هاست،

وسیله آن بدحجابی است؛

ولی اگر هدف پیشرفت وزندگی آرام واحترام به حقوق دیگران است  وسیله آن پوشش می باشد.

چرا که در صورت بد حجابی  تضمینی برای رسیدن به هیچکدام از اهداف ذکر شده وجود ندارد.

نمی شود برای رسیدن به فضا از ماشین ژیان استفاده کرد.

بلکه باید سوار بر سفینه فضایی شد.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

نقشه های استعمار از زبان یک جاسوس

مستر همفر، جاسوس مشهورانگلیسی در کشورهای اسلامی، یکی از نقاط قوت مسلمانان را حجاب زنان می داند ومی نویسد:«زنان آنان دارای حجاب محکم هستند که نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست».

در جایی دیگر می نویسد:«به هر وسیله ای شده باید زن مسلمان را از حجاب اسلام خارج کرد وبی حجابی را در بین مسلمانان رایج نمود وابتدا برای گول زدن آنها (برای این) که حجاب را کنار بگذارند، باید به آنها تفهیم کرد که حجاب به صورت چادر ویا عبا مربوط به اسلام نیست. چادر لباس قدیمی ایرانیان قبل از اسلام بوده وعبا لباسی است که خلفای عباسی  برای زنان مسلمان رسم کرده اند واین یک لباس ایرانی نیست…

خواه ناخواه وقتی زنان از حجاب خارج شوند، مردها وجوانان فریفته می شوند ودر نتیجه، فساد

 در کانون خانواده ها رخنه می کند.برای اجرا باید اول سعی کرد زنان غیر مسلمان در کشورهای اسلامی را از حجاب خارج کرد تا زنان مسلمان نیز ازآنان پیروی کنند».

می دانید که کشور اسپانیا یکی از سرزمینهای اسلامی بود که مسلمانان به آنجا اندلس می گفتند؛ اما این سرزمین توسط مسیحیان از مسلمانان گرفته شد. یکی از راههایی که آنها را در این تسخیر یاری کرد، رواج فساد وبی بندوباری در میان جوانان ورواج بی حجابی در بین زنان مسلمان بود.

 منبع

مجله گلبرگ،دی1381،شماره37

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.