بیشترین گناهان در قیامت متعلق به این افراد است
یکشنبه 94/01/02
سخن و کلام یکی از برترین فضایل و وجوه ممیزه انسان از سایر مخلوقات است
که به او برابر دیگر مخلوقات برتری می بخشد،
اما همچون سایر نعمت های الهی استفاده صحیح از آن نیازمند آداب و شرایطی است.
امیرمومنان علی (ع) می فرمایند: « کشتگاه سخن، دل است و انبار آن، اندیشه و تقویت کننده آن،
خرد و آشکار کننده آن، زبان و جسم آن، حروف (کلمات) و جانش، معنا و زیورش،
درست بیان کردن و نظامش، درستى.»
...
از امام على (ع) پرسیدند: بهترین چیزى که خدا آفریده کدام است؟
فرمودند: «سخن». عرض شد: زشت ترین چیزى که خدا آفریده کدام است؟
فرمودند: «سخن.» سپس فرمودند: «با سخن است که روسفیدى حاصل مى شود و با سخن است که
روسیاهى به وجود مى آید.»
همان حضرت (ع) فرموده اند: «هر که گفتارش بد باشد، ملامت بسیار شنود.»
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:
«بیشترین گناه را در روز قیامت آن مردمى دارند، که بیشتر سخنان بیهوده بگویند.»
و نیز فرموده اند: «نشانه فهمیدگى مرد این است که کمتر سخن بیهوده مى گوید.»
پیامبر اکرم (ص) در نکوهش بیهوده گویی می فرمایند: «هان! گاه مى شود که مردى از شما براى
خنداندن مردم، سخنى مى گوید و بدان سبب به مسافتى دورتر از آسمان سقوط مى کند.
هان! گاه مى شود که مردى از شما براى خنداندن دوستان خود،
سخنى مى گوید و بدان سبب خداوند بر او خشم مى گیرد،
به طورى که تا به دوزخش نبرد راضى نمى شود!»
امیرمومنان علی (ع) نیز در نکوهش پرگویی فرموده اند: «از زیاده گویى بپرهیز که آن عیب هاى پنهان تو را
آشکار مى سازد و کینه هاى آرام گرفته دشمنانت را بر ضد تو تحریک مى کند.»
در حدیث معراج آمده است: «اى احمد! بر تو باد خاموشى؛
زیرا آبادترین مجلس، دل هاى پاکان و خاموشان است و ویرانترین مجلس، دل هاى بیهوده گویان.»
بحارالانوار
کنزالعمّال
تحف العقول
ارشادالقلوب
تفسیر قرآنی دعای تحویل سال
شنبه 94/01/01
آیت الله جوادی آملی:
به گزارش خبرنگار قسم از حوزه 250 مبین به نقل از روضه نیوز؛
در واپسین روزهای سال ۹۳ و فرا رسیدن بهار طبیعت گفتاری از آیت الله العظمی جوادی آملی
در شرح دعای تحویل سال را منتشر میکند.
تفسیر قرآنی دعای تحویل سال ،خدای سبحان در بهار دو کار انجام میدهد؛
یکی اینکه خوابیده ها را بیدار کرده و دیگر اینکه مردهها را زنده می کند.
این درخت ها در زمستان خواب هستند اما، وقتی بهار شد، بیدار می شوند،
وقتی بیدار شدند این درخت مواد مُرده را به عنوان غذا جذب می کند
و به صورت خوشه، شاخه، برگ و میوه در می آورد؛ در حقیقت در اینجا مردهها زنده میشوند.
...
جریان «مقلّب القلوب و الأبصار» در قرآن دو جا ذکر شده و هر دو جا مربوط به مسئله معاد و قیامت است؛
یکی اینکه فرمود: افراد کافری که دلهایشان را تطهیر نکردند و آلوده است
ما در قیامت دلهای اینها را زیر و رو میکنیم ﴿ وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ کَمَا لَمْ یُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ ﴾.
دیگر اینکه در آیۀ نور سوره مبارکه نور که از رجال الهی سخن به میان میآید،
می فرماید: رجال الهی کسانی هستند که: ﴿ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ ﴾
اینها کسانیاند که ﴿ یَخَافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ ﴾
اینها از روزی میترسند که دل ها زیر و رو شده وچشمها برگردانده میشود
که این هم باز مربوط به مسئله قیامت است.
نتیجه بحث اینکه: بهار، انسان را به یاد قیامت میاندازد
و در قیامت این کارها جزء خطرناکترین کارهایی است که دامنگیر تبهکاران میشود
و آن تقلیب قلوب و تقلیب ابصار است؛ در تحویل سال که بهار است به خدا عرض می کنیم:
ای خدایی که دل ها را زیر و رو می کنی؛ای خدایی که چشمها را زیر و رو می کنی؛
ای خدایی که شب و روز را مدیریت میکنی؛ای خدایی که سال را به سال دیگر و حال را به حال دیگر
تبدیل می کنی؛ حال ما را به بهترین وجه تبدیل کن تا ما گرفتار تقلیب قلوب نشویم؛
گرفتار تقلیب ابصار نشویم، بلکه از أحسن الأحوال بهره بگیریم؛ این عصارۀ دعاست؛
بر اساس تناسبی که بین بهار، معاد و حوادث تلخ معاد است،
بهار و تحویل سال کاملاً یادآور جریان معاد میباشد.
پس اگر در روایات دارد، وقتی بهار آمد به یاد معاد باشید یکی از راه های تذکرۀ معاد همین است
که ما از تقلیب قلوب و تقلیب ابصار نجات پیدا کنیم.
فدایی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
جمعه 93/12/29
دلم قرار نمی گیرد از فغان بی تو
سپندوار زکف داده ام عنان بی تو
زتلخ کامی دوران نشد دلم فارغ
زجام عشق لبی تر نکرد جان بی تو
چو آسمان مه آلوده ام زتنگ دلی
پر است سینه ام زاندوه گران بی تو
...
نسیم صبح نمی آورد ترانه ی شوق
سر بهار ندارند بلبلان بی تو
لب از حکایت شبهای تار می بندم
اگر امان دهدم خونفشان بی تو
چون شمع کشته ندارم شراره ای به زبان
نمی زند سخنم آتشی به جان بی تو
ز بی دلی وخموشی چون نقش تصویرم
نمی کشایدم از بی خودی زبان بی تو
عقیق سرد به زیر زبان تشنه نهم
چو یادم آید ازآن شکرین دهان بی تو
گزارش غم دل را مگر کنم چو امین
جدا از خلق به محراب جمکران بی تو
امام خامنه ای(دامت برکاته)
و…
انشا الله که این نوروز فاطمی مزین شود به ظهور عزیز فاطمه سلام الله علیها
آقا جان، میدانم که شما بیشتر از ما منتظرید.
دعا فرما ما نیز شایستگی منتظر بودن را داشته واز یارانت باشیم.
امامت وولایت در اندیشه حضرت زهرا سلام الله علیها
پنجشنبه 93/12/28
حکمت خدا ورسولش چنین اقتضا می کرد که پس از رحلت پیامبر -آنهم آخرین پیامبر خدا-
مردم دچار تفرقه وحیرت نباشند ونظام جامعه اسلامی که سالهاپیامبر خدا(ص) برای آن زحمت کشیده ،
از هم نپاشد.از این رو، این کاملا عقلانی است که پیامبر به فرمان پروردگار،
جانشین خویش را به مردم معرفی کند تا جامعه از چند دستگی نجات یابد
وراه آن رسول بزرگ پروردگار ادامه یابد.
این حقیقت سترگ را فاطمه در خطبه خود در مسجد مدینه چنین بیان میدارد:
«سپس خداوند…پیروی ما را مانع افتراق قرار داد».1
آن هنگام که از فاطمه پرسیده شد که اگر خلافت حق علی (ع) بود، چرا سکوت کرد وحق خود را نگرفت،
فرمود:«مَثَل امام، مَثَل کعبه است که مردم باید به دورشان طواف کنند، نه که کعبه به دور آنان طواف کند».
در این عبارت زیبا ودقیق، فاطمه کوشیده این واقعیت را تبیین کند
که همانا امام چون کعبه که مظهر وحدت مسلمانان است، نقش می آفریند.
همه مسلمانان- با هر مذهب ومسلکی- رو به کعبه نماز می خوانند ودر کنار آن حج به جا می آورند.
امام نیز بایدچنین جایگاهی بیابد وهمگان امامت را مظهر وحدت خود قرار دهند
وخود را آماده بهره مندی از آن کنند.
آن حضرت درباره امام اول شیعیان چنین می فرماید:«سعادت، همه سعادت وحقیقت سعادت،
در کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی وپس از شهادتش دوست داشته باشد».2
از جمله مظاهر وحدت در اندیشه فاطمه روز غدیر است.
آن حضرت، روز غدیر را روز تجلی اتحاد امت اسلام می داند.
اتحادی که هم خدا از آن خشنود بود وهم رسول خدا (ص) وهم مردم.
اتحادی که در مسیر عبادت پروردگار واطاعت از خدا ورسولش بود؛ نه اتحادی که مبنای آن هوا ی نفس باشد.
پی نوشت ها
1.جلائ العیون ص139
2.بخار الأنوار ج36 ص353
حضرت زهراسلام الله علیها در اندیشه شهید مطهری
سه شنبه 93/12/26
زهرا در جوانی از دنیا رفته است.
ولی خوشبختانه یک خطابه مفصل بسیار طولانی (در حدود یک ساعت)
از ایشان در سن18 سالگی باقی مانده که این را تنها شیعه روایت نمی کند،
بغدادی در قرن سوم این خطابه را نقل کرده است.
همین یک خطابه کافی است که نشان بدهد زن مسلمان در عین اینکه حریم خودش را با مرد
حفظ می کند وخودش را به اصطلاح برای ارائه به مردان درست نمی کند، معلوماتش چقدر است؟
ورود در اجتماع تا چه حد است؟خطبه حضرت زهرا توحید دارد در سطح توحید نهج البلاغه،
یعنی در سطحی که دست فلاسفه به آن نمی رسد.
وقنی که درباره ذات حق وصفات حق صحبت می کند، گویی در سطح بزرگترین فیلسوفان جهان است.
از بوعلی سینا ساخته نیست که اینطور خطابه بخواند. یکدفعه وارد فلسفه احکام می شود.
خدا نماز را به این خاطر واجب کرد، روزه، حج، امر به معروف ونهی از منکر رابرای این دلیل واجب کرد.
زکات را برای این واجب کرد و…بعد شروع می کند به ارزیابی قوم عرب قبل از اسلام
وتحولی که اسلام در این قوم به وجود آورد که شما مردم عرب چنین وچنان بودید.
وضع زندگی مادی ومعنوی آنها قبل از اسلام را بررسی می کند وآنچه را بوسیله پیغمبر از نظر
زندگی مادی ومعنوی به آنها ارزانی شده بود، گوشزد می کند.
بعد در مقام استدلال ومحاجه بر می آید. او در مسجد مدینه در حضور هزاران نفر خطبه می خواند.
اما نمی رود بالای منبر که العیاذ بالله خود نمایی کند.
سنت پیغمبر این بوده که زنها جدا می نشستند ومردها جدا،
پرده ای بلند میان آنها کشیده می شد.
زهرای اطهر(س) از پشت پرده تمام سخنان خودش را گفت وزن ومرد مجلس را منقلب کرد.
این معنای آن است که ذکر کردیم: هم شخصیت دارد وهم عفاف،
هم پاکی دارد وهم حریم، هیچ وقت خودش را جلوی چشم های گرسنه مردان قرار نمی دهد.
اما یک موجود دست وپا چلفتی نیست که چیزی سرش نشود واز هیچ چیز خبر نداشته باشد.
منبع
حماسه حسینی ج1 ص223