مقتدر مظلموم
یکشنبه 94/03/03
موسم حج آن سال با گذشته تفاوت داشت، مثل سالهای گذشته نبود.
ازآن ازدحامی که موقع طواف می شد؛ خبری نبود.
به دستور عبدالملک (پنجمین خلیفه اموی) کعبه را خلوت کرده بودند
تا او بدون مزاحم طواف کند.حاجی ها یا صبح زود برای طواف می آمدند؛
یا سر ظهر موقعی که او آنجا نبود وبا ترس ولرز اعمال وطواف ونماز خود را
به جا می آوردند.در این میان شخصی به توصیه های ماموران توجهی نکرد
وبسیار عادی همچون سالهای گذشته آمد وگرد خانه کعبه طواف کرد
...
وسپس به نماز ایستاد.نمازش را با حضور قلب وبدون توجه به اطراف شروع کرد.
عبدالملک وقتی اورا دید که به نماز ایستاده؛
بسیار عصبانی شده وبه مامورانش گفت: اوکیست که به خود جرأت داده ودستورات مرا نادیده گرفته.
-نمی دانیم قربان.
- بروید وببینید او کیست؟
یکی از سربازان او را شناخت، پیش خلیفه رفت
وگفت: قربان، او علی بن حسین(زین العابدین) است.
- هرکه می خواهد باشد او را نزد من بیاورید.
امام نمازش را تمام کرده بود. سربازان او را نزد عبدالملک بردند.
اوپس از مقداری سوال وجواب ودیدن شمه ای از لطف خدا به آن حضرت گفت:
علی بن حسین! موعظه ای، پندی، چیزی بگو تا استفاده کنیم.
لبخند تلخی بر لبان امام نشست. آهی کشید
وفرمود: «ویلٌ للمطفّففین» وای بر کم فروشان.
حال آن که اموال ودارایی های مردم را چپاول می کند
معلوم است که چه خواهد شد… پس از خدا بترستوصیه
منبع
القاب الرسول وعترته، ص53
عباس، فدایی امام زمانش
شنبه 94/03/02
روز چهارم شعبان بود. همه منتظر ولادت کسی بودند که از همان کودکی مادرش اورا
فدایی حسین (ع)می نامید. وقتی به دنیا آمد امام علی علیه السلام در گوش او اذان گفت.
گاهی لباسش را بالا می زدو بازوانش را بوسه می زد وگریه می کرد.وقتی مادر سبب را
پرسید.می فرمود: روزی دستانش قطع خواهد شد.
با ولادتش، خانه غرق در شادی وغم بود. از همان کودکی مادر قنداقه اش را بر می داشت
ودور سر حسینش تاب می داد ومی گفت: پسرم، فدای پسر فاطمه.
...
آری او فدایی امام زمانش شد. ما برای امام زمانمان چه کرده ایم؟
آیا سعی در فراهم نمودن زمینه ظهورش کرده ایم؟ آیا خود را برای فدا کردن آماده نموده ایم؟
خدا نکند از کسانی باشیم که هر لحظه با هر گناه، ظهورش را به تأخیر انداخته ایم که خود در
نامه ای به شیخ مفیدفرمودند:«اگر شیعیان ما- که خداوند توفیقشان دهد- همگان در پیمانی
که با ما داشتند،متحد می شدند،هرگز برکت دیدار ما از آنها تأخیر نمی افتاد، وهرچه زودتر سعادت
دیدار ما را با معرفت کامل پیدا می کردند،ولی آنچه باعث این دوری وسلب این توفیق دیدار شده
خبرهایی است که از اعمال ناپسندآنان به مامی رسد.»(احتجاج طبرسی، ج2،ص325)
بار الها ما را نیز از فداییان امام عصر خویش قرار بده.
مطالب مرتبط
فدایی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف |
محبت مکنون حسین علیه السلام
جمعه 94/03/01
مولای من،آیا می شود من هم حسینی باشم؟ مرا طلبه می گویند. طلبه ای که طالب وپاسدار حق وحقیقت است. امروز نیز روز پاسدار است. نمی دانم وظیفه پاسدار یم را تا کنون خوب انجام داده ام یا اینکه تنها نامش را به یدک کشیده ام. همه چیز را از حسینت دارم. وروز به روز بر عشق ومحبتم به او افزوده می شود. اما به راستی او کیست که جهان واله وشیدای اوست؟ همه اینها در این حدیث نبوی است که فرمود: «إنّ للحسین محبة مکنونة فی قلوب المؤمنین».
در کانون دلهای مؤمنین، محبتی نهفته و ویژه نسبت به حسین وجود دارد.حماسه حسینی ج3ص274
آری محبت او، مکنون است؛ واز دلها برون نخواهد رفت؛ خیلی از دشمنان تلاش می کنند تا محبتت را از دلها برون برند. اما نخواهند توانست.
...
بار پروردگارا، به من وهمه دوستدارانش مودتی عطا کن که مشمول این حدیث شریف واقع شویم که باز رسول اکرم (ص) فرمودند:«إلزموا مودتنا أهل البیت فإنه من لقی الله یوم القیامه وهو یودُّنا دخل الجنّه بشفاعتنا»
همواره مودت ما اهل بیت را داشته باشید که اگر با این حال خداوند را در قیامت ملاقات نمایید؛ به وسیله شفاعت ما بهشت برشما واجب می شود.
چرا که مودت،به منصه ی ظهور رساندن این دوستی ومحبت است؛ یعنی ابراز محبت با اعمال واعضا وجوارح بدن است.
انشاءالله همگی در عمل پیرو اهل بیت باشیم.
مطالب مرتبط
فاطمه، فاطمه است |
زن یا کالای تبلیغاتی؟!
پنجشنبه 94/02/31
اجناس پشت ویترین،فقط ارزش دیدن دارد؛نه خریدن!چیزی در ویترین قرار می دهند که یا تاریخ
مصر فش گذشته ویاناقص است وارزش خریدن ندارد؛زیباییهای وجود تو لایق آن نیست
که پشت ویترین رود؛تاهمگان تنها لذت ببرند وبگذرند؛کسی که باحجاب است
…تنها با خدایش وارد معامله می شود وبس