ابعاد شخصیتی حضرت زهرا سلام الله علیها در کلام رهبری

به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها گروه نشریات حزب الله سایبر،

ویژه نامه ای را با موضوعات مختلفی در قالب چهار صفحه منتشر کرده است.

در این ویژه نامه به بخشی ابعاد شخصیت حضرت فاطمه (س) پرداخته شده است و نکاتی در مورد زندگی آن

حضرت در اختیار مخاطبان قرار گرفته است. 

...

*ساده زیستی؛ –«ساده زیستی دختر پیامبر یک نمونه برای زنان امروز جامعه ماست.

ما روحیه مصرف گرایی را کنار بگذاریم و در زندگی به حد لزوم اکتفا کنیم و از افراط بپرهیزیم و آرزوهای حقیر و کوچک

را فدای ارزش های بزرگ بکنیم؛

نمونه کامل آن را در زندگی فاطمه زهرا (علیهاالسلام) می توان در تاریخ مشاهده کرد. جهیزیه دختر پیامبر،

فقیرانه ترین جهیزیه ای بود که در آن روز در بین مردم رایج بود.» 4/11/1364

–«در جامعه انقلابی ما اگر شأن زن از مرد بیشتر نباشد، کمتر نیست و روی این اصل باید ویژگی های زن در زمینه های گوناگون،

مانند آموختن علم، جهاد، ارتباط با مرد، نقش مادری (که [در] تمام این ها زندگی حضرت زهرا(علیهاالسلام) یک نمونه است)،

مورد بررسی قرار گیرد.»

10/12/1364

* در صحنه بودن؛ –«در صحنه تعریف معنوی فاطمه زهرا (علیهاالسلام) وارد نمی شویم، لیکن در زندگی معمولی این بزرگوار،

یک نکته مهم است و آن جمع بین زندگی یک زن مسلمان در رفتارش با شوهر و فرزندان و انجام وظایفش در خانه از یک طرف،

و بین وظایف یک انسان مجاهد، غیور، خستگی ناپذیر در برخوردش با حوادث سیاسی مهم،

بعد از رحلت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله)، که به مسجد می آید و سخنرانی و موضعگیری و دفاع می کند و حرف می زند

و یک جهادگر به تمام معنا و خستگی ناپذیر و محنت پذیر و سختی تحمل کن است، از طرفی دیگر.» 22/9/1368

* ازدواج فاطمه زهرا – «بگذارند ازدواج برای دختر مسلمان و زن جوانی که در محیط اسلامی است،

مثل ازدواج فاطمه زهرا(علیهاالسلام) باشد؛ ازدواج با پیوند عشقی معنوی و الهی و جوششی بی نظیر میان

زن و مرد مؤمن و مسلمان، و همکاری و همسری به معنای واقعی بین دو عنصر الهی و شریف،

اما بیگانه از همه تشریفات و زر و زیورهای پوچ و بی محتوای ظاهری.» 26/10/1368

* عظمتی قابل مقایسه با پیامبر؛ – «نکته اول در باب فاطمه زهرا(علیهاالسلام) است. برای انسان های کوچکی مثل من،

خیلی دشوار است که بخواهند (و لو از دور) درباره آن عظمت سخن بگویند. ما یک چیز و یک خیال و یک تصویر و یک نقش

در ذهنمان می گذرانیم، این کجا، و واقعیت ها و حقیقت ها که بسی عظیمتر از ذهن ماست، کجا؟

واقعاً دختر پیامبر (صلی الله علیه وآله) معمای ناگشوده ذهن بشر و معارف بشری است… .

چند نمونه بسیار نادر وجود دارد که از حد توصیف و بیان بالاترند و یکی از این ها فاطمه زهرا (علیهاالسلام) است.

فقط با پیامبر (صلی الله علیه وآله) و با امیرالمؤمنین می شود او را مقایسه کرد.»-17/10/1369

«باید هر حرف و کلمه و هر اشاره ای در زندگی این بزرگوار [فاطمه (علیهاالسلام)] برای ما یک سرمشق باشد.
به محبت دورا دور و احساس محبت اکتفا نکنیم؛ این احساس را در زندگی پیاده نماییم. اگر محبت نباشد،
این رابطه عملی به وجود نمی آید. در سایه آن محبت می شود این پیوند و پیوستگی عملی را به وجود آورد.
اما بدون این پیوستگی و پیوند عملی، اصل آن محبت زیر سؤال خواهد رفت: «قل ان کنتم تحبّون الله فاتّبعونی یحببکم الله»؛
دنباله محبت باید اطاعت و متابعت باشد.»17/10/1369

* انسان کامل؛ –«پیامبر عظیم الشأن اسلام با این اعتقاد که فاطمه زهرا (علیهاالسلام) نمونه یک انسان کامل است،

بر دست او بوسه می زد و این امر نباید یک مسأله عاطفی در نظر گرفته شود. نگرش اسلام به زن از باب تکامل معنوی

و انسانی اوست و در بررسی های مربوط به فرهنگ مسائل اجتماعی و پرورش علمی زنان باید بر این اساس عمل شود.»

4/10/1370

مصحف فاطمه؛ –«در روایت دیگری از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل شده است که فاطمه زهرا (علیهاالسلام)

به ایشان می گوید: ملائکه می آیند، با من سخن می گویند و مطالبی را به من می گویند. امیرالمؤمنین (علیه السلام)

به ایشان می گویند: وقتی صدای ملک را شنیدی، به من بگو تا من بنویسم آن چه را که تو می شنوی.

و امیرالمؤمنین (علیه السلام) نوشت آن چه را که ملائکه به فاطمة الزهرا (علیهاالسلام) املا می کردند،

و این یک کتابی شد که در نزد ائمه (علیهم السلام) بوده و هست.

در روایات متعدد آمده که ائمه(علیهم السلام) برای مسائل گوناگون خود، به «مصحف فاطمه» مراجعه می کردند.

بعد امام (علیه السلام) می فرمایند: «انه و لیس فیها حلال و حرام»؛ در این کتاب، احکام نیست، حلال و حرام نیست.

«فیها علم ما یکون»؛ اما همه حوادث جاری بشری، در دوران های آینده، در این کتاب هست. این چه دانش والایی است؟

این چه معرفت و حکمت بی نظیری است که خدای متعال به یک زن در سنین جوانی می بخشد؟

این مقام معنوی حضرت زهرا (علیهاالسلام) است. این مسائل معنوی تا حدود زیادی به فضایل عملی ارتباط پیدا می کند.

ارتباط پیدا می کند به آن چه از تلاش فاطمه زهرا (علیهاالسلام) ناشی می شود.» 25/9/1371

«در دورانی هم که راه فتوحات و غنایم باز شده است، دختر پیغمبر ذره ای از لذت های دنیا و تشریفات و تجملات

و چیزهایی را که دل دخترهای جوان و زن ها متوجه آن هاست، به خود راه نمی دهد.» 25/9/1371

عبادت فاطمه؛– «عبادت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) یک عبادت نمونه است. «حسن بصری» که یکی از عبّاد و زهّاد دنیای اسلام است،

درباره فاطمه زهرا(علیهاالسلام) می گوید: به قدری دختر پیغمبر (صلی الله علیه وآله) عبادت کرد و در محراب عبادت ایستاد

که «تورّمت قدماها»؛ پاهای آن بزرگوار از ایستادن در محرابِ عبادت ورم کرد.» 25/9/1371

— «آن خطبه ای که فاطمه زهرا(علیهاالسلام) در مسجد مدینه، بعد از رحلت پیغمبر (صلی الله علیه وآله)، ایراد کرده است،

خطبه ای است که به گفته علامه مجلسی، بزرگان فُصَحا و بُلغا و دانشمندان باید بنشینند کلمات و عبارات این خطبه را معنی کنند.

این قدر پر مغز است.

از لحاظ زیبایی هنری، این سخن فاطمه زهرا(علیهاالسلام) مثل زیباترین و بلندترین کلمات نهج البلاغه

و در حد سخنان امیرالمؤمنین (علیه السلام) است.

آن عبادتش، این فصاحت و بلاغتش، این فرزانگی و دانشش، این معرفت و حکمتش، آن جهاد و مبارزه اش،

آن رفتارش به عنوان یک دختر، آن رفتارش به عنوان یک همسر، آن رفتارش به عنوان یک مادر، آن احساساتش به مستمندان…

این شخصیت جامع الاطراف فاطمه زهرا (علیهاالسلام) است. این الگوست؛ الگوی زن مسلمان این است.» 25/9/1371

همسرداری فاطمه؛ – «امیر المؤمنین (علیه السلام) یک وقتی درباره فاطمه زهرا (علیهاالسلام) فرمود:

«ما اغضبتنی و لا خرجت من امری»؛ یک بار این زن در طول دوران زناشویی مرا به خشم نیاورد، یک بار از دستور من سرپیچی نکرد.

فاطمه زهرا (علیهاالسلام) با آن عظمت و جلالت، در محیط خانه یک همسر است؛ یک زن است همان طور که اسلام می گوید.

[و] در محیط علم یک دانشمند والاست.» 25/9/1371

حضرت آیت اللّه خامنه ای این صفت ارجمند زهرای مرضیه(ع) را چنین توصیف می فرماید: «بعد از مقامات معنوی

و مراتب روحانی فاطمه زهرا علیهاالسلام که ماها قادر نیستیم آنها را درست بفهمیم خصوصیت عملی آن بزرگوار این بود

که در همه شرایط، تسلیم محض حکم الهی و راه خدا بود. همین تسلیم محض بود که در طول تاریخ اسلام، از این بزرگوار یک

مجاهد بی نظیر و یک پرچم مظلومیت و حقانیت به وجود آورد. تا امروز هم این پرچم برافراشته است و روز به روز مکانت

آن موجود عالی قدر افزوده شده است.»

و رهبر عظیم الشأن انقلاب، حضرت آیت اللّه خامنه ای، زهرای اطهر را صحیفه صفات آسمانی و مجمع خوبیها دانسته

می فرماید: «در زندگی معمولی این بزرگوار، یک نکته مهم است و آن جمع بین زندگی یک زن مسلمان در رفتارش

با شوهر و فرزندان و انجام وظایفش در خانه از یک طرف و بین وظایف یک انسان مجاهدِ غیور خستگی ناپذیر در برخوردش

با حوادث سیاسی مهم بعد از رحلت رسول اکرم(ص) که به مسجد می آید و سخنرانی و موضعگیری و دفاع می کند و حرف می زند

و یک جهادگر به تمام معنا و خستگی ناپذیر و محنت پذیر و سختی تحمل کن است. از طرف دیگر، همچنین از جهت سوم،

یک عبادتگر و بپادارنده نماز در شبهای تار و قیام کننده للّه و خاضع و خاشع برای پروردگار است و در محراب عبادت،

این زن جوان مانند اولیای کهن الهی، با خدا راز و نیاز و عبادت می کند.

این سه بعد را با هم جمع کردن، نقطه درخشان زندگی فاطمه زهرا علیها السلام است.

آن حضرت این سه جهت را از هم جدا نکرد. بعضی خیال می کنند انسانی که مشغول عبادت می باشد یک عابد و متضرع و اهل دعا

و ذکر است و نمی تواند یک انسان سیاسی باشد. یا بعضی خیال می کنند کسی که اهل سیاست است چه زن و چه مرد

و در میدان جهاد فی سبیل اللّه حضور فعال دارد اگر زن است، نمی تواند یک زن خانه با وظایف مادری و همسری و کدبانویی باشد

و اگر مرد است نمی تواند یک مرد خانه و دکان و زندگی باشد. خیال می کنند اینها با هم منافات دارد؛ در حالی که از نظر اسلام،

این سه چیز با یکدیگر منافات و ضدیت که ندارد، در شخصیت انسان کامل، کمک کننده هم است.»

رهبر معظم انقلاب حضرت آیة الله العظمی خامنه ای از فاطمه زهرا (س) به عنوان «قله بشریت » یاد می کنند .

می فرمایند:«فاطمه زهرا (س) در قله بشریت قرار دارد و کسی از او بالاتر نیست و می بینیم که آن بزرگوار به عنوان یک بانوی مسلمان،

این فرصت را یافت که خودش را به این اوج برساند . پس، فرقی بین مرد و زن نیست و به خصوص شاید از همین جهت هم است

که خدای متعال در قرآن کریم، آن وقتی که راجع به نمونه ی انسانهای خوب و نمونه انسانهای بد مثال می زند،

مثال را در هر دو مورد از زن انتخاب می کند . یک مورد زن فرعون و در مورد دیگر، همسر نوح و لوط را مثال می زند .»

 

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

اشعار محمل حضرت زهرا سلام الله علیها

 



ساعت سخت فراق آغاز شد
مخفی و آهسته درها باز شد

شد برون آرام با رنج و ملال
هفت مرد و چار طفل خردسال

چار تن دارند تابوتی به دوش
دیده گریان سینه سوزان لب خموش

در دل تابوت جان حیدر است
هستی و تاب و توان حیدر است

گوئی آنشب مخفی از چشم همه
هم علی تشییع شد هم فاطمه

شهر پیغمبر محیط غم شده
زانوی سردار خیبر خم شده

...



آسمان بر اشک او مبهوت بود
جان شیرینش در آن تابوت بود

کم کم از دستش زمام صبر رفت
با دو زانو تا کنار قبر رفت

کرد چشمی جانب تابوت باز
گشت با جانان خود گرم نیاز

کای وجودت عرش حق را قائمه
یاریم کن یاریم کن فاطمه

یاریم کن کز زمین بردارمت
با دو دست خود به گِل بسپارمت

وای بر من مرده ام یا زنده ام
قبر تو یا قبر خود را کنده ام

آسمان، اشک علی را پاک کن
جای محبوبم مرا در خاک کن

این چراغِ چشم خونبار من است
این همان تنهاترین یار من است

ناگهان از آن بهشت بی نشان
گشت بیرون دست های باغبان

کای شکسته بال و پر بلبل بیا
وی به قلبت مانده داغ گل بیا

باغبانم، هست و بودم را بده
یا علی یاس کبودم را بده

از چه یاسم این چنین پرپر شده
لاله من باغ نیلوفر شده

ای بیابان گِل زاشک جاری ات
آفرین بر این امانت داری ات

باغبان تا یاس پرپر را گرفت
اشک خجلت چشم حیدر را گرفت

یا محمد از رخت شرمنده ام
فاطمه جان داده و من زنده ام

شاخة یاست اگر بشکسته بود
دستهای باغبانت بسته بود

یا محمد دخترت در خاک خفت
دردهای خویش را با من نگفت

اینکه بگرفتیش جانان من است
بلکه هم جان تو، هم جان من است

قلزم خون کاسة صبر علیست
خانة بی فاطمه قبر علیست

غصه ها را در دل صد چاک ریخت
بر تن محبوبه خود خاک ریخت

زمزم از دریای چشمش سر گرفت
مثل کعبه قبر را در برگرفت

ناله زد کای با وفا یار علی
ای چراغ چشم بیدار علی

همسرم دستی برون از خاک کن
اشک از رخسار حیدر پاک کن

اشک من در دیده بی لبخند تو است
تکیه گاهم شانه فرزند تو است



  • حسین احساندوست
    نظر از: حسین احساندوست
    1395/10/13 @ 08:33:57 ب.ظ

    حسین احساندوست [بازدید کننده]

    آفرین برهمت مردانه ات چه گل گفتی ازعمق جان گفتی دستت دردنکند

  • پاسخ از: شمس
    1396/04/26 @ 03:21:23 ب.ظ

    شمس [عضو] 

    باسلام ممنون از لطفتون

  • پاسخ از: شمس
    1395/11/26 @ 01:19:08 ب.ظ

    شمس [عضو] 

    ممنون از لطفتون

  • نظر از: رحیمی
    1394/01/05 @ 09:23:03 ق.ظ

    رحیمی [عضو] 

    با سلام و عرض تسلیت ایام شهادت مظلومانه مادر سادات حضرت ام ابیها فاطمه زهرا سلام الله علیها
    و تبریک آغاز سال جدید

    السلام علیک یا ربیع الانام و نضره الایام

    جهنم است بهشتی که خالی از یاد تو باد.

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

باتوجه به مراسم باشكوه عزاداري حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها در سال جاري

عده‌ ای از تفرقه افكنان وهابي ، شب‌ نامه‌اي را در برخي از استان هاي مرزي كشور توزيع كردند كه در آن

شبهاتي را پيرامون شهادت حضرت زهرا (سلام الله عليها) مطرح شده بود و در پايان نوشته شده بود

تقليد كوركورانه را بگذاريد و به تبليغات تاجران بازار مذاهب و تعصب توجه نكنيد خودتان به ميدان تحقيق در آييد

وحق را ازباطل تشخيص دهيد). با توجه به تماس‌هاي متعدد،  تصميم گرفته شد براي روشن اذهان مسلمانان

پاسخ مختصري  در اختيار عموم قرار گيرد

  چرا حضرت علي (علیه السلام) در آن صحنه هيچ واكنشي از خود نشان نداد ؟

اولا:  امام علي (ع) در قدم نخست از خود واكنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسي مفسر مشهور اهل سنت

در اين باره مي‌نويسد

عمر با غلاف شمشير به پهلوي مبارک فاطمه و با تازيانه به بازوي حضرت زد 

فاطمه ،  صدا زد : « يا ابتاه » علي (ع) ناگهان از جا برخاست وگريبان عمر را گرفت و بر زمين زد و بر بيني و

گردنش کوبيد
تفسير آلوسي :3/123

نقل اين قضيه توسط آلوسي به هر نيتي كه باشد

نشانگر اين است كه واكنش علي (ع) در منابع معتبر شيعه در قرن اول و دوم  شيعه  وجود داشته است

ثانياً: برفرض اين كه واكنشي نشان نداده است ، به همان دليلي بوده كه پيامبر اسلام (ص)  در مكه مكرمه

در قبال، شكنجه صحابه و حتي قتل سميه مادر عمار ياسر واكنش نشان نداد

ثالثاً:  وقتي ياران رسول خدا به خانه عثمان ريختند و متعرض همسر او شده

و حتي دست او را با شمشير قطع كردند ،  عثمان هيچ واكنشي از خود نشان نداد

...

چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهراء عليها السلام ، انتقام او را نگرفت يا به فكر انتقام نبود ؟

اولاً: به همان دليلي كه پيامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله و سلم) از كساني كه قصد ترور آن حضرت را

داشتند  انتقام نگرفت.  با اين كه طبق نقل صحيح مسلم (ج 8 ص 123)

«اثنى عشر منهم حرب لله ولرسوله في الحياة الدنيا ويوم يقوم الاشهاد» 

دوازده نفر آنان محارب خدا و پيامبر در دنيا وآخرت بودند، پيامبر گرامي (ص) در پاسخ حذيفه و عمار كه تقاضاي

قتل تروريستها را كردند، فرمود: به صلاح نيست كه شايع كنند كه پيامبر اصحاب خود را  به جرم تروريست بودن

مي كشد. «أكره أن يتحدّث الناس أنّ محمداً يقتل أصحابه

تفسير ابن كثير ج 2 ص 323


ثانياً : پيامبر اسلام بعد از فتح مكه ، از وحشي  قاتل حضرت حمزه ، انتقام نگرفت

علي (ع)  نيز از سنت پيامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله وسلم) پيروي كرد

  چرا با قاتلان دختر رسول خدا ص ميانه خوبي داشت ؟

حضرت علي (ع) نه تنها با قاتلان فاطمه (سلام الله علیها) ميانه خوبي نداشت ؛

بلكه  در صحيح‌ بخاري آمده كه  حضرت علي دوست نداشت چهره عمر را ببيند
كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.

و همچنين ابوبكر را استبدادگر مي دانست : وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالأَمْرِ

صحيح بخاري: 5/82 ، ح4240

 
  چرا همواره از عمر تعريف و تمجيد مي‌كرد ؟

اولاً : آن چه كه  به حضرت (علیه السلام) نسبت مي دهند كه در در خطبه 228 نهج البلاغه از عمر تعريف كرده

درست نيست و نامي از عمر در خطبه نيست ، بلكه صبحي صالح ، از علماي اهل سنت مي‌گويد مراد يكي از

اصحاب حضرت علي (علیه السلام) است

نهج البلاغة ، صبحي صالح ، خطبه 228 ، ص 350


ثانيا ً: علي (علیه السلام) در خطبه سوم نهج البلاغه، عمر را مجموعه‏اى از خشونت، سختگيرى،

اشتباه و پوزش طلبى مي داند

و ميگويدسوگند به خدا مردم در حكومت دومى، در ناراحتى و رنج مهمّى گرفتار آمده بودند

و دچار دو رويى‏ها و اعتراض‏ها شدند،و من در اين مدت طولانى محنت‏زا، و عذاب آور،

چاره‏اى جز شكيبايى نداشتم

ثالثاً :  بنا به نقل صحيح مسلم نظر امام علي (علیه السلام) در باره ابوبكر و عمر اين بود كه  آنان  دروغگو ،

گناه‌كار ، حيله‌گر و خيانت‌كار بودند
صحيح مسلم : ج 5 ص 52 ح 4468

چرا حضرت علي حتي در ايام خلافت و حكومت خود هيچ‌گاه از شهادت همسر خود توسط عمر يادي نكرد ؟

اولاً: در خطبه 203  نهج البلاغه آمده كه علي (علیه السلام) به هنگام دفن حضرت زهرا  (سلام الله علیها)

فرمود
أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ

از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه نزد خدا  بروم

ثانياً:  علي (علیه السلام)در دوران حكومتش نزد سليم بن قيس از شهادت حضرت زهرا ياد كرد و فرمود

فاطمه (سلام الله علیها) از دنيا رفت در حالى كه اثر تازيانه در بازويش مانند بازوبند باقى مانده بود
كتاب سليم بن قيس ، ص674

ثالثاً:  ابن عباس مي‌گويد:علي (علیه السلام) در جنگ صفين از  كتابى كه به املاي پيامبرو به خط خودش بود

برايم خواند كه  چگونه حضرت زهرا عليها السّلام شهيد مى‏شود
كتاب سليم بن قيس الهلالي ، ص915

 چرا حضرت علي (علیه السلام) سه تن از فرزندان خويش را به نام‌هاي ابوبكر ، عمر ، عثمان نامگذاري كرد ؟

اولاً : اين نام‌ها آن زمان مرسوم بود،  ابن حجر عسقلاني در الإصابة نام 21 نفر از صحابه را مي‌آورد

كه اسم آن‌ها عمر و 26 نفر عثمان و سه نفر ابوبكر بوده

ثانياً :  نام برخي از اصحاب ائمه (علیهم السلام) ، يزيد بن حاتم ، يزيد بن عبد الملك

يزيد بن عمر بن طلحه و … . آيا آن‌ها به خاطر علاقه به يزيد بن معاويه ، بود؟

ثالثاً : ابوبكر كه كنيه يكي از فرزندان  علي (علیه السلام) هست ، نام او محمد بوده
التنبيه والاشراف ص 297، الارشاد ج 1 ص 354

و حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون ، نام فرزندش را عثمان گذاشت
مقاتل الطالبيين ، ص 55 و تقريب المعارف ، ص 294

و عمر بن الخطاب به دليل  خشونت ذاتي كه داشته ، نام فرزند علي (علیه السلام) را همنام خود قرار داد

وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن عليّ بإسمه


أنساب الأشراف ج 1 ص 192، تهذيب التهذيب ج 7 ص 427

هم چنين نام تعدادي از مسلمانان را نيز تغيير ‌داد
اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472

رابعاً : اگر نامگذاري نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هيچ کدام از فرزندان خود را  علي  وحسن و حسين

(علیه السلام) نامگذاري نكردند

راستي چرا حضرت علي دختر خود به نام ام كلثوم را از همان همسر شهيدش بدنيا آمده بود ، به نكاح قاتل همسر خود درآورد ؟

اولاَ: وقتي علي (علیه السلام)  از دادن دخترش به عمر مخالفت كرد، عمر به  عباس عموي پيامبر گفت

اگر علي به من دختر ندهد دو نفر را وادار مي كنم كه به دروغ شهادت دهند كه علي دزدي كرده

و دستش را قطع مي كنم.
كافي ، ج 5 ، ص 346

ثانياً: هيثمي  از علماي بزرگ اهل سنت نوشته اشت: در برابر اعتراض عقيل به اين ازدواج

علي (علیه السلام) خطاب به عباس  فرمود

درة عمر أحرجته الي ماتري

خشونت عمر باعث اين كاري كه مي بيني گرديد


مجمع الزوائد ج 4 ص 272، معجم كبير ج 3ص45.

ثالثاً: علماي اهل سنت نوشته اند

عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم ، ساق پايش را لمس مي‌كند و او را در بغل گرفت و بوسيد.

وام كلثوم از اين كار زشت، عصباني شد و به وي گفت: اگر تو خليفه نبودي، دماغت را مي شكستم،

چشمت را كور مي كردم
الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سير أعلام النبلاء، ذهبي:3/501. تاريخ بغداد، الخطيب البغدادي، ج 6، ص 180.

اگر اين قضيه صحت داشته باشد، بايد طرفداران خليفه پاسخ دهند كه آيا درست است كه حاكم اسلامي كه

بايد حافظ ناموس ملت باشد، خود با ناموس مردم اين چنين كند؟


سبط ابن جوزي از علماي اهل سنت مي گويد

وهذا قبيح والله، ثمّ بإجماع المسلمين لايجوز لمس الأجنبيّة فكيف ينسب عمر إلى هذا ؟


به خدا سوگند اين كاري كه از عمر نقل مي كنند، قبيح است  دست زدن به دختر نامحرم حرام است …
تذكرة خواص الأمة : 321.

چرا حضرت امام حسن و امام حسين (علیه السلام) مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر يادي

نكردند؟

در هيچ يك از منابع شيعه و سني در اين باره مطلبي وجود ندارد

اولاً:‌ امام حسن (علیه السلام) در مناظره‌اي كه با معاوية و دار ودسته وي داشت

خطاب به مغيرة بن شعبة فرمود

تو همان هستى كه فاطمه دخت گرامى رسول خدا (ص) را كتك زدى ؛

تا آنجا كه خون آلود شد و فرزندي كه در رحم داشت سقط كرد.
احتجاج طبرسي ، ج1، ص 278.

ثانياً: امام حسين(علیه السلام) نقل مي كند كه  امام علي (علیه السلام)

در هنگام دفن فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود

بر اين مصيبت بزرگ همچون مادرى كه  فرزند از دست داده مى‏ناليدم . يا رسول الله

در محضر خداوند دخترت مخفيانه به خاك سپرده شد، حقّش را به زور گرفتند ، و آشكارا از ارث خود محروم

گشت، و حال آن كه هنوز از رحلت تو ديرى نپائيده و ياد تو فراموش نگشته است


الكافي ج 1 ص 458 و الأمالي ، المفيد - ص 282

ثالثاً: آيا در عصري كه عمر بن خطاب به بهانه جلوگيري از گريه بر ميت تازه گذشته ، شبانه و بدون اجازه وارد

خانه مردم مي‌شود و زن‌ها را كتك زده و حجاب از سر آن‌ها بر مي‌دارد ، مي‌توان مجلس عزاداري برپا كرد؟

المصنف ، عبد الرزاق ج 3 ، ص 557


 چرا مردم مدينه در قبال قتل دختر پيامبر ص سكوت كرده و هيچ اقدامي نكردند؟

اولاً: آيا عمل مردم مدينه ملاك حقانيت است يا عمل امير المؤمنين (علیه السلام) ؟

پيامبر اكرم  (صلی الله و علیه و آله وسلم) فقط در حق علي فرموده

علي مع الحق والحق مع علي
علي با حق و حق با علي است
 تاريخ بغداد:14/322 ومجمع الزوائد :7/237

ثانياً: مگر مردم مدينه نبودند كه در برابر كشتن عثمان و تعرض به همسر او عكس العملي از خود نشان ندادند

واجازه ندادند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنند و مجبور شدند او را در قبرستان يهود دفن كنند تا 

معاويه در زمان حكومتش قبرستان يهود را به قبرستان بقيع متصل ساحت


تاريخ طبري ج 3 ص 468 و438.

 چرا شما تا چند سال پيش از جريان شهادت بي خبر و فراموش بوديد و الآن بيادتان آمد؟

تقويم‌هاي پيش 1372

اولاً :  جويني از علماي اهل سنت  و استاد مورد تأييد ذهبي  از رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) 

قضيه  غصب حق فاطمه زهرا و شكستن پهلوي آن حضرت  وسقط  محسن او  و شهيد نمودن آن بزرگوار را

نقل مي كند
فرائد السمطين ، ج2 ، ص34 و35

ثانياً :  حضرت علي (ع) به هنگام دفن فاطمه (سلام الله علیها) فرمود

وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا


به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند

از فاطمه عليها السّلام بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگارى سپرى نشده،

و ياد تو فراموش نگشته است
نهج البلاغه خطبه 202.

ثالثاً: در بند 8 سخن امام حسن و حسين (علیه السلام) در باره شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها

 نقل شد.

رابعاً: كليني از امام كاظم (علیه السلام) نقل مي كند كه فرمود
إِنَّ فَاطِمَةَ (عليها السلام ) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ …
فاطمه صديقه و شهيده بود.
كافي ج1، ص 458 .

خامساً: در طول تاريخ همه ساله ايام فاطميه،  شيعيان به مناسبت شهادت حضرت زهرا مراسم عزاداري

اقامه مي كردند و بعد از انقلاب هم  اين مراسم در بيوت مراجع عظام و رهبري اقامه مي شود.

سادساً:  امام خميني (ره) روز 18 اسفند 1360 (13 جمادى الاول 1402.) فرمودند: من هم وفات و شهادت

بانوى بزرگ اسلام را بر همه مسلمين و بر شما برادران عزيز ارتشى، سپاهى و بسيج و بر حضرت بقية اللَّه- ارواحنافداء- تسليت عرض مى‏كنم.
صحيفه امام/ 16/87.

سابعاً: شهرستاني ، از علماي اهل سنت مي‌نويسد

عمر در روز بيعت به شکم فاطمه ( عليها السلام) ضربه زد که منجر به سقط شدن نوزاد وي از شکمش شد .

عمر ، فرياد مي زد اين خانه را با هر که در آن است به آتش بکشيد ؛ و در خانه به جز علي و فاطمه و حسن و حسين کسي نبود
الملل والنحل ، شهرستاني ، ص83


سابعاً: ابن تيميه حراني ، قضيه هجوم به خانه فاطمه را قبول مي‌كند ولي با توجه به عنادي كه دارد به فكر

توجيه آن بر مي آيد
منهاج السنة ، ج4 ، ص220

 

گروه پاسخ به شبهات مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي  عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

 

 

شیعه نیوز

 

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

برخی سخنان حضرت فاطمه سلام الله علیها

سخنان روشنگر حضرت زهرا(س) در ابعاد مختلف

سخن آن حضرت در توصيف خداوند

موجودات را خلق نمود بدون آنكه از ماده‏ اى موجود شود، و آنان را بدون هيچ مشابهى پديد آورد،

با قدرتش آنها را خلق و با مشيتّش ايجاد نمود، بدون آنكه در ايجاد آن و پديد آوردنشان نيازى داشته،

و در تصويرگرى آنها فائده ‏اى برايش وجود داشته باشد،

جز تثبيت حكمتش و آگاهى بر طاعتش و اظهار قدرت خود، و شناسائى راه عبوديّت، و گرامى‏داشت دعوتش.

سخن آن حضرت در توصيف قرآن

با قرآن حجّت هاى فروزان الهى، و واجبات تفسير شده، و محرّمات برحذر گردانده شده، و براهين روشن،

و دلائل كافى، و فضائل ارزشمند، و مجوزات بخشيده شده، و قوانين نوشته شده روشن مى‏ شود.

نزد شما كتاب گوياى خدا، و قرآن راستگو، و نور فروزان، و پرتو درخشنده را بر جاى نهاد،

كه براهينش روشن و رازهايش آشكار، و ظواهرش نمايان، پيروانش مورد غبطه بوده،

و آنان را بسوى بهشت رهنمون و شنيدن آن راه نجات است.

امور آن نمايان، و احكامش شكوفا، و نشانه‏ هايش روشن، و محرمّاتش آشكار، و اوامرش هويدا است.

...

سخن آن حضرت در توصيف پدرش

خداوند پيامبر را براى پايان بخشيدن فرمانش، و به پايان رسانيدن احكامش، و تثبيت رحمت بيكرانش مبعوث كرد.

رسالت خود را با انذاز ابلاغ كرد، و از روش مشركين دورى، با رؤساى آنان دشمنى و درگير با آنان بود،

با حكمت و پند نيكو بسوى پروردگارش رهنمون شد، بتها را سرنگون و گردنهاى زورمندان را به خاك مذلّت انداخت.

پدران اين امت محمد و على عليهماالسلام هستند، اگر از آنان تبعيت كنند كژى‏ هاى ايشان را برطرف،

و آنان را از عذاب دردناك نجات مى ‏دهد، و اگر پيروى ايشان را نمايند بهشت جاودان را ارزانى ايشان مى‏كند.

سخن آن حضرت در فضل پدر و شوهرش

پدران دينيت- پيامبر و على عليهماالسلام- را با ناراحتى پدر نسبى‏ ات خشنود ساز،

ولى پدر نسبى‏ ات را با ناراحتى آنان خشنود نكن، چرا كه پدر

نسبى‏ات اگر ناراحت شود آنان او را با پاداش قسمتى از هزاران قسمت ساعتى از اطاعتشان خشنود مى‏ سازند،

و اگر پدران دينيت ناراحت شوند پدر نسبى ‏ات قادر نيست كه ايشان را خرسند سازند، چرا كه پاداش طاعتهاى

تمامى اهل دنيا با ناراحتى ايشان قابل مقايسه نيست.

سعادت و رستگارى، همه سعادتها و رستگاريها، حقانيت و واقعّيت سعادت و رستگارى در كسى است

كه على عليه‏السلام را در دوران زندگى و پس از شهادتش دوست داشته باشد.

سخن آن حضرت در كيفيت خلقتش

خداوند نورم را خلق فرمود، و آن تسبيح و تنزيه او را مى ‏نمود، آنگاه آنرا در درختى از درختان بهشتى به وديعت

نهاد، كه به سبب آن نور درخشان گرديد، هنگامى كه پدرم داخل بهشت شد،

خداوند به او الهام كرد كه ميوه آن درخت رإ؛ ّّ بچيند و بخورد، پيامبر اين كار را انجام داد،

خداوند نورم را در صلب پدرم به وديعت نهاد، آنگاه آنرا در رحم مادرم قرار داد، تا آنكه ايشان مرا به دنيا آوردند،

و من از آن نور هستم، آنچه اتفاق افتاده، و آنچه اتفاق خواهد افتاد و آنچه نبوده است را مى‏ دانم.

ما وسيله‏ هاى الهى در ميان مخلوقاتش، و خواص او، و تنزيه‏ كنندگانش، و حجت او و وارثان پيامبرانش

مى ‏باشيم.

سخن آن حضرت در توصيف شيعه

اگر به آنچه تو را بدان امر نموديم عمل كنى، و از آنچه نهى كرديم بازايستى، از شيعيان ما مى‏ باشى،

و در غير اينصورت از آنان شمرده نمى‏ شوى.

شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشت مى‏ باشند، دوستان ما و دوستداران دوستان ما،

و دشمنان دشمنان ما و كسانى كه با قلب و زبان تسليم ما هستند از شيعيان ما شمرده نمى ‏شوند،

آنگاه كه با او امر ما مخالفت نموده و از نواهى ما اجتناب نكنند، و با اين همه در بهشت مى‏ باشند،

وليكن بعد از آنكه با ناراحتى‏ ها و گرفتاريها از گناهان پاك شوند، يا در موقفهاى قيامت با انواع دردها،

يا در طبقه اول از جهنم قرار داده شوند و با عذابهاى الهى عقاب شوند،

تا با محبت ما از آن نجات يابند و به حضور ما برسند.

سخن آن حضرت در فضيلت دانشمندان شيعه

زنى نزد آن حضرت آمده و گفت: مادر ناتوانى دارم كه بعضى از مسائل نماز براى او مورد سؤال قرار گرفته است

و مرإ؛ ّّ نزد تو فرستاده تا سؤال نمايم، آن حضرت پاسخ او را داد، دوباره پرسيد پاسخ شنيد،

مرحله سوم پرسيد باز پاسخ شنيد، تا ده سؤال مطرح كرد و باز پاسخ خود را دريافت،

در اينجا از كثرت سؤال خجالت كشيد و گفت: اى دختر پيامبر دچار مشكل شدى،

آن حضرت فرمود: سؤالاتت را مطرح كن- تا آنجا كه فرمود:

از پدرم شنيدم كه مى‏فرمود: دانشمندان شيعه در روز قيامت كه محشور مى‏شوند به اندازه كثرت علومشان

و جدّيتشان در ارشاد بندگان خداوند خلعتهاى كرامت بر آنان مى‏ پوشانند، تا آنجا كه بر بعضى از آنان ميليونها

خلعت نور پوشانده مى ‏شود- تا آنجا كه فرمود:

اى كنيز، رشته ‏اى از آن خلعتها ميليونها بار برتر است از آنچه خورشيد بر آن تابيده است.

سخن آن حضرت در محبّتش به امت پدرش روايت شده:

آنگاه كه شنيد پدرش او را تزويج كرده و مهرش را مبلغى پول قرار داده،

از پدرش خواست كه مهرش را شفاعت گناهكاران امت او قرار دهد،

آنگاه جبرئيل نازل شد و در دستش پارچه ‏اى قرار داشت كه روى آن نوشته بود: خداوند مهر فاطمه را شفاعت

گناهكاران امت پدرش قرار داده است، هنگامى كه آن حضرت به حال احتضار رسيده وصيت كرد كه آن پارچه را

روى سينه و زير كفنش قرار دهند، و فرمود:

آنگاه كه محشور گرديدم اين پارچه را با دستم بلند كرده در مورد گناهكاران امت پدرم شفاعت مى‏ نمايم.

سخن آن حضرت در مورد قاتل فرزندش امام حسين عليه‏السلام

قاتل حسين عليه‏السلام در آتش دوزخ است.

زيان‏كار است امتى كه پسر دختر پيامبرش را به شهادت مى‏ رساند.

سخن آن حضرت در فضيلت درود فرستادن به ايشان

يزيد بن عبدالملك از پدرش، از جدش روايت مى‏ كند، كه گفت: به خدمت آن حضرت رسيدم، ابتدا به سلام نمود،

و فرمود: پدرم در زمان زنده بودن فرمود: هر كه بر من يا بر تو سه بار درود فرستد داخل بهشت مى‏ شود،

او گويد: به آن حضرت گفتم: اين مطلب در زمان زندگى پيامبر و شماست يا بعد از رحلت ايشان و شما؟

فرمود: در زمان زندگى ما و بعد از رحلتمان از اين دنيا.

سخن آن حضرت در آنچه محبوب آن حضرت است

از دنياى شما سه چيز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره پيامبر، انفاق در راه خدا.

سخن آن حضرت در فضيلت قرائت بعضى از سور قرآن

خواننده سوره حديد و واقعه و رحمان در ملكوت آسمانها ندا كرده مى‏شود: تو ساكن بهشت فردوس مى ‏باشى.

سخن آن حضرت در آداب غذا خوردن

در غذا خوردن دوازده ويژگى مى‏باشد كه بر هر مسلمانى واجب است آنها را بداند، چهار ويژگى واجب،

چهار ويژگى مستحب، و چهار ويژگى از ادب است.

اما واجبات آن: شناخت و رضايت و خشنودى، و نام خدا را بردن و شكر او را نمودن.

و اما مستحبّات آن: شستن دست قبل از غذا، و نشستن بر طرف چپ، و خوردن به سه انگشت.

و اما آنچه از ادب است: خوردن از جلوى ظرف غذا، و كوچك گرفتن لقمه، و جويدن زياد،

و كمتر نگريستن به چهره‏ هاى مردم.

سخن آن حضرت در شدت عذاب جهنم

واى، واى، بر آنكه داخل آتش دوزخ شود.

سخن آن حضرت در تحريض به دعا نمودن بر مرده

از حضرت على عليه‏السلام روايت شده كه فرمود: به خانواده ‏هاى خود دستور دهيد تا در مورد مردگانتان

سخن زيبا گويند، هنگام رحلت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دختران بنى‏ هاشم حضرت فاطمه عليهاالسلام

را يارى مى ‏نمودند، آن حضرت فرمود:

از ذكر مناقب و مفاخر بپرهيزيد و بر شما باد به دعا كردن.

سخن آن حضرت در ترغيب به تلاوت قرآن و دعا در شب اول دفن

روايت شده: آن حضرت هنگام احتضار به حضرت على عليه‏السلام وصيت كرد

و فرمود: هنگامى كه از دنيا رفتم غسلم را به عهده گير- تا آنجا كه فرمود:-

و بالاى سرم در حالى كه روبرويم قرار دارى بنشين و بسيار قرآن بخوان و دعا بنما،

زيرا آن ساعتى است كه شخص مرده به همنشينى زنده ‏ها نيازمند است.

سخن آن حضرت در فضيلت شب قدر

روايت شده: در شب قدر آن حضرت نمى ‏گذاشت افراد خانواده‏اش به خواب روند،

و با كم غذا دادن به ايشان، آنان را بيدار نگاه مى ‏داشت، و براى اين منظور در روز قبل مواردى را آماده مى ‏كرد،

و مى‏ فرمود: محروم و زيانكار كسى است كه از خير شب قدر محروم باشد.

سخن آن حضرت در گرامى داشتن ميهمان

روايت شده: مردى نزد پيامبر آمد و از گرسنگى شكايت كرد، آن حضرت فرمود: امشب چه كسى او را سير

مى ‏كند، حضرت على عليه‏السلام فرمود: اى پيامبر من، آنگاه نزد حضرت فاطمه عليهاالسلام آمده

و گفت: اى دختر پيامبر نزد تو چيزى هست؟ فرمود:

نزد ما غذائى جز غذاى كودكان باقى نمانده است، امّا ما ميهمانمان را بر خود مقدم مى‏ داريم.

سخن آن حضرت در مقدم داشتن همسايه بر خود

از امام حسن عليه‏السلام روايت شده كه فرمود: مادرم حضرت فاطمه عليهاالسلام را در شب جمعه‏ اى

در محراب عبادت ديدم، همواره در ركوع و سجود بود، تا آنكه طلوع فجر شد،

و مى‏ شنيدم كه زنان و مردان را نام برده و بسيار براى آنها دعا مى‏كند ولى براى خود دعائى نفرمود،

گفتم: اى مادر چرا همانگونه كه براى ديگران دعا مى‏كنى براى خودت دعا نمى‏ نمائى؟ فرمود:

پسرم! ابتدا همسايه آنگاه خاندان خود.

سخن آن حضرت در فضيلت مقام مادر

همواره در كنار مادر باش، زيرا بهشت زير پاى مادران است.

سخن آن حضرت در تعيين حدود وظائف زن و مرد

حضرت على و فاطمه عليهماالسلام در مورد تعيين وظائف‏شان در خانه از پيامبر نظرخواهى نمودند،

پيامبر كارهاى درون خانه را بحضرت فاطمه عليهاالسلام و كارهاى بيرون خانه را به على عليه‏السلام سپرد،

حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: از سرور و خوشحالى من از اينكه پيامبر مرا از برخورد با مردان معاف كرد

كسى جز خداوند آگاه نيست.

سخن آن حضرت در توصيف بهترين مردان و زنان

بهترين شما كسى است كه اخلاقش نيكو بوده و نسبت به همسرش مهربانتر باشد.

روايت شده كه حضرت على عليه‏السلام از حضرت فاطمه عليهاالسلام پرسيد: بهترين زنان كيانند؟

فرمود: آنانكه مردان را نبينند، و مردان نيز آنان را نبينند.

و در روايتى ديگر اينگونه آمده:

اينكه مردان او را نبينند.

سخن آن حضرت در مورد بهترين چيز براى زن

روايت شده كه پيامبر پرسيد: چه چيز براى زن نيكوست؟ فرمود: مردى را نبيند، و مردى نيز او را نبيند.

و در روايتى ديگر اينگونه آمده: او مردى را نبيند و مردان او را نبينند.

سخن آن حضرت در اهميت حجاب

از حضرت على عليه‏السلام روايت شده كه فرمود: مرد كورى از حضرت فاطمه عليهاالسلام اجازه ورود خواست،

ايشان خود را در پوشش قرار داد،پيامبر فرمود:چرا خودت را در پوشش قرار دادى در حاليكه او تو را نمى‏ بيند؟

فرمود: اگر مرا نمى‏ بيند من او را مى‏ بينم، و او بو را احساس مى ‏كند.

سخن آن حضرت در نزديكترين حالت زن نسبت به پروردگارش پيامبر پرسيد: نزديكترين زمانيكه زن نسبت به

پروردگارش قرار دارد چه هنگام است؟ فرمود:

نزديكترين زمان زن نسبت به پروردگارش هنگامى است كه در كنج خانه‏ اش قرار دارد.

سخن آن حضرت در تعيين ساعت اجابت دعا

آن حضرت در روز جمعه به غلام خود مى‏ فرمود: بر بلندى قرار گير، آنگاه كه ديدى قرص خورشيد در حال غروب

است مرا آگاه كن، تا دعا نمايم.

سخن آن حضرت در فضيلت عمل خالص

هر كه خالصترين عباداتش را نزد خداوند بفرستد، او بهترين مصلحتش را براى او مقدّر مى ‏فرمايد.

سخن آن حضرت در مورد خرسندى فرشتگان از پيروزى مؤمنان

دو زن در مسأله‏اى از مسائل دينى با يكديگر گفتگو مى‏كردند، يكى دشمن و ديگرى مؤمن،

برهان زن مؤمن غالب گرديد، و او بسيار خرسند شد، آن حضرت فرمود:

خرسندى فرشتگان از پيروزى تو بيشتر از خوشحالى توست،

و ناراحتى شيطان و يارانش از ناراحتى دشمن تو افزونتر است.

سخن آن حضرت در توصيف مؤمن

مؤمن با نور الهى مى‏نگرد.

سخن آن حضرت در فضيلت خوشروئى

روى خندان نسبت به انسان مؤمن آدمى را به بهشت رهنمون مى ‏سازد، روى خندان در چهره معاند

و دشمن آدمى را از عذاب دوزخ نگاه مى‏دارد.

سخن آن حضرت در وظيفه روزه‏ دار

روزه‏ دار آنگاه كه زبان و گوش و چشم و اندامش را حفظ ننمايد، روزه‏اش چه اثرى دارد.

منبع

سایت جامع شهید آوینی

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

مصحف فاطمه«س» چيست؟

 

 

سؤال: گويند حضرت فاطمه(س) كتابي به نام مصحف دارد، كه قرآن جامع همان است،

و در دست امامان(ع) دست به دست مي گشته، و اكنون در نزد حضرت مهدي آل محمد(عج) است،

و هنگام ظهور، آن را آشكار مي سازد، آيا اين مصحف با قرآني كه در همه جا در دسترس ماست، فرق دارد؟

پاسخ: قرآني كه اكنون در همه جا در دسترس است، تحريف و كم و زياد نشده،

بلكه همان قرآني است كه با املاء پيامبر اكرم(ص) نوشته شده و تنظيم گشته است،

و شخص پيامبر(ص) در نام گذاري سوره ها و تقسيم قرآن به 114 سوره،

و تنظيم آن به همين صورت فعلي نظارت كامل داشته است.

ولي مصحف فاطمه زهرا(س) كتاب ديگر با محتواي ديگر است، و هيچ گونه تضادي با قرآن ندارد.

...

توضيح اين كه، مطابق روايات، مصحف فاطمه(س) كتاب مخصوصي است با مطالبي كه آن مطالب از ناحيه

فرشته مخصوص يا جبرئيل به حضرت فاطمه(س) القاء شده،

و حضرت علي(ع) آن را نوشته و تدوين كرده است، در اين كتاب سخني از حلال و حرام نيست،

بلكه مشتمل بر حوادث غيبي آينده و اسرار آل محمد(ص) است، و در نزد امامان(ع) دست به دست مي گشته،

و اكنون در نزد حضرت مهدي(عج) است و هنگام ظهور آن را آشكار مي سازد،

بناب راين نسبت فوق نارواست. در اين راستا نظر شما را به چند روايت زير جلب مي كنيم:

1- شيخ كليني به سند خود از ابوعبيده نقل مي كند: كه يكي از اصحاب از امام صادق(ع) پرسيد:

«مصحف فاطمه(س) چيست؟»

امام صادق(ع) پس از سكوت طولاني فرمود: «فاطمه(س) 75 روز بعد از رسول خدا(ص) زنده بود،

و در اين ايام از فراق پدر، بسيار غمگين بود. جبرئيل نزد فاطمه(س) مي آمد،

و او را دلداري مي داد و احوال و مقام هاي پدرش را براي او بيان مي كرد،

و از حوادث آينده و غيبي در مورد ظلم هاي دشمنان به فرزندانش به او خبر مي داد،

حضرت علي(ع) آن مطالب را مي نوشت، و آن (مجموعه) نوشته شده، همان مصحف فاطمه(س) است.»1

2- روزي يكي از شاگردان امام صادق(ع) به نام حماد بن عثمان در محضر آن حضرت بود، سخن از مصحف

فاطمه(س) به ميان آمد، حماد مي گويد: از آن حضرت شنيدم درباره مصحف فاطمه(س) چنين فرمود:

«هنگامي كه رسول خدا(س) رحلت كرد، فاطمه(س) بسيار اندوهگين شد كه اندازه آن را كسي جز خدا نداند،

در اين هنگام فرشته اي به حضور فاطمه(س) مي آمد، فاطمه(س) را دلداري مي داد،

و با او هم سخن مي شد، فاطمه(س) حاضر شدن فرشته را احساس مي كرد، و صدايش را مي شنيد،

ماجرا را به حضرت علي(ع) خبر داد، حضرت علي(ع) به فاطمه(س) فرمود:

«وقتي كه حضور فرشته را احساس كردي و صدايش را شنيدي، به من بگو.»

آنگاه فاطمه(س) به حضرت علي(ع) خبر مي داد، حضرت علي(ع) نزد فاطمه (س) مي آمد

و هرچه (از فاطمه يا از فرشته) مي شنيد، مي نوشت. تا آن كه از آن نوشته ها مجموعه اي به نام مصحف،

تدوين شد، در آن مصحف چيزي از حلال و حرام نيست، بلكه در آن از حوادث (غيبي) آينده، خبر داده شده

است.»2

3- امام صادق(ع) در سخن ديگري فرمود: «مصحف فاطمه(س) در نزد ما است، معتقد نيستم كه در آن،

چيزي از قرآن باشد، آنچه را كه مردم به آن نياز دارند در اين وجود دارد، و ما به كسي احتياج نداريم،

در آن مصحف، حتي مجازات يك تازيانه و نصف تازيانه و يك چهارم تازيانه و جريمه خراش هست.»3

4- امام صادق(ع) در ضمن گفتار و احتجاج در رد مخالفان فرمود: «اگر آنها راست مي گويند،

مصحف فاطمه(س) را كه وصيتش در آن است، و سلاح پيامبر(ص) نيز همراه آن است بيرون آورند.»4

يعني مصحف فاطمه(س) در نزد ما است، و وصيت حضرت زهرا(س) كه در آن مصحف ذكر شده مخالفان را

تكذيب مي كند.

5- فضيل بن سكره مي گويد: به محضر امام صادق(ع) شرفياب شدم،

به من فرمود: آيا مي داني كه اندكي قبل چه چيزي را مطالعه مي كردم؟

گفتم: نه، فرمود: به كتاب فاطمه (س) مي نگريستم، نام همه سلاطين كه در زمين فرمان روايي مي كنند و

همچنين نام پدران آنها در آن، ذكر شده است، ولي من از نوادگان امام حسن(ع) (و زمامداري آنها)

چيزي را در مصحف نديدم.»5

از اين روايات فهميده مي شود، كه مصحف فاطمه(س) كتابي غير از قرآن است،

و حاوي مطالبي از اخبار آينده و اسراري است كه توسط جبرئيل يا فرشته ديگر به حضرت فاطمه(س) القاء شده،

و نيز مشتمل بر وصيت حضرت زهرا(س) مي باشد كه حضرت علي(ع) آن مطالب را تنظيم و تدوين نموده است،

و اين مصحف در نزد امامان(ع) مي باشد. بنابراين آنچه بعضي به شيعه نسبت داده اند كه مصحف فاطمه(س)

در نزد شيعيان همان قرآن حقيقي است و امام عصر(عج) هنگام ظهور، آن را آشكار مي كند، و آن غير از اين

قرآني است كه در دست رس مسلمانان مي باشد، نسبت بيهوده و ناروا است. به نقل از: پاسدار اسلام- ش246

پي نوشت ها:

1- اصول كافي، ج1، ص241، حديث.50

2- همان، ص240، حديث.2

3- همان، حديث.3

4- همان، ص241، حديث.4

5- همان، ص242، حديث8

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

وای مادر

آمدم حال تو را از در و دیوار بپرسم. ای سفر کرده جاوید من، ای مادر خوبم.


آه ای ظلمت سنگین پر اندوه. نیک دانی که چه شب‌ها لب او گرم دعا بود؟

آخ ای خانه خورشید، گواهی. که به هر لحظه به لب‌های زنی غم‌زده گلبانگ خدا بود

وای، وای ای در و دیوار که این گونه خموشید بدانید‌، آن‌که یک عمر پر از حادثه مهمان شما بود،

آن‌که کوچید از این خانه به سرمنزل جاوید، پای تا سر همه آئینه ایمان و صفا بود…

آه ملک‌ها، آه ای همه وسعت تاریکیِ شب‌های مدینه بدانید… بدانید که در گوشه‌ی سجاده‌ی مادر،

همه نور خدا بود و همه درد ولا بود. به هر دور تسبیح که چرخید، همهْ عالم و آدم، در آن سوزِ دعا بود.

آمدم مادر خوبم، آمدم تا که به خود بار دگر زهر یتیمی بچشانم.

آمدم تا که به یاد تو شبی زار بگریم. تا که شرح غم بی‌مادری ام را، به فضا و در دیوار بگویم.

آمدم تا که پیشانی خود را، چو تو برخاک عبادت بگذارم. گل اشکی بفشانم، آبی از دیده ببارم…

آمدم  باز که سر بر در این خانه بکوبم، آمدم بر غم بی مادریم زار بگریم…

آه ای مادر غم‌ها، آه ای مادر خوبم…

 

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

دعا برای شیعیان

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

خُدّام ونوکران حضرت زهرا سلام الله علیها

دربین این کلمات گفتند:اینها خدّام ونوکران حضرت زهرا سلام الله علیها هستند

این کلمه کلمه ای است بهت انگیز.

قطب الدین راوندی ازاعلام فقها وعلماومحدثین متقدمین، او این روایت را نقل می کند.

که ام ایمن بعد از شهادت حضرت زهرا(س) قسم خورد که در مدینه نمی ماند؛

سربه بیابان گذاشت.{قضیه} چه بوده؟ چه شده؟{حضرت زهرا}چه کسی بوده؟

او{ام ایمن} میداند."حلفت” قسم خورد در مدینه نماند.رفت به صحرا، در آن بیابان عربستان تشنه شد.

به حد مرگ رسید، یک جمله گفت. گفت:*یاربّ أنا خادمه فاطمه*، من خدمتگزار فاطمه ام،

تا این جمله راگفت: از عطش کشته می شوم. دلوی از آسمان سرازیر شد، شربتی نوشید.

این مهم است. شرح این کلمات مفصل است.{از آن}شربتی نوشید{که}هفت سال نه طعامی، نه شرابی،

نه آب، نه نان، نه غذا، به این بدن نرسید{واحتیاج نداشت} یعنی چه؟

یک کلمه گفت من خادم فاطمه ام- خدمت مقبول این است- در این نشئه جوابش دادند.

آنهم آب از کجا بود؟ کسی خبر ندارد. منقلب کرد این بدن مادی را، نوامیس طبیعت را خنثی کرد.

خدمت او اکسیری است که هرفلزی را منقلب می کند.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

به مناسبت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

فلسفه برخی احکام در اندیشه حضرت فاطمه سلام الله علیها

تردیدی نداریم که چنانکه اجکام الهی به خوبی تبیین شوند ، سپس با دقتاجرا گردد،

زمینه تفرقه وهرج ومرج فرا هم نمی آید.

هرج ومرج وچند دستگی اعتقادی  آنگاه پدید می آید که کسانی نخواهند احکام اجرا شود

یا فلسفه احکام برای مردم به خوبی تبیین نشود.

احکام الهی، حکم قوانین را دارند که از ظهور بی قانونی وآشفتگی اجتماعی جلوگیری می کند.

در مطالب قبلی به برخی عوامل تفرقه در نگاه فاطمه سلام الله علیها اشاره نمودیم و اینک

یکی دیگر از آنها که تأمل در فلسفه احکام واجرای صحیح آنها می باشد.

زهرا  در خطبه کم نظیر خود در مسجد مدینه، فلسفه یا حکمت الهی را چنین بر می شمرد:

«پس خدا ایمان را واجب فرمود وبه آن ، زنگ شرک را از دلها زدود وبا نماز،

خود پرستی را از شما دور کرد، روزه را نشان دهنده دوستی ساخت، وزکات را مایه افزایش روزی بی دریغ،

وحج را آزماینده در جهت دین، وعدالت را نمودار مرتبه یقین…».1

از جمله احکام الهی، عدالت است که باید در جامعه اجرا شود تا هر صاحب حقی به حق خود برسد.

عدم رعایت عدالت باعث می شود تا مردم در دراز مدت نسبت به حکومت بدبین شوند وحکومت جایگاه

اجتماعی خود را از دست بدهد وجامعه دچار چند دستگی شود؛

از این رو حضرت زهرا  بر اجرای قانون ارث که قانونی الهی است اصرار می ورزد که به این مسئله نیز در

مطالب  گذشته پرداختیم.

منبع

نهج الحیاه ص17 ح26

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
باسپاس فراوان از نظر دهی شما
وبلاگ را در چه حد ارزیابی می فرمایید؟
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.